الشيخ عباس القمي

29

منازل الآخرة والمطالب الفاخرة ( سرنوشت انسان هنگام مرگ و بعد از آن ) ( فارسى )

چون مرد برگشت زن را نديد و به‌جز حسرت چيزى عايد او نشد ؛ الحال كه آن مرد در حال احتضار است در فكر آن زن افتاده و قصّهء آن روز را در شعر عوض كلمهء شهادت مىخواند . « 1 » اى برادر ! تأمل كن در اين حكايت ببين ارادهء يك گناه از اين مرد چگونه او را منع كرد از اقرار به شهادت ، وقت مردن با آن‌كه از او چيزى صادر نشده جز آن‌كه آن زن را داخل خانه نمود و قصد زنا كرد بدون آن‌كه زنا از او صادر شود ، و از اين نحو حكايات بسيار است . و بدانكه شيخ كلينى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : هركه منع كند و ندهد يك قيراط از زكات را ، پس وقت مردن مىخواهد به مذهب يهود بميرد يا نصارى « 2 » . فقير گويد : قيراط بيست و يك دينار است ، و قريب به همين مضمون وارد شده در حقّ كسى كه مستطيع باشد و حجّ نرود تا وفات كند . « 3 » لطيفه نقل است از بعض عارفين كه نزد محتضرى حاضر شد . حاضرين از او استدعا كردند كه آن محتضر را تلقين كند . او اين رباعى را تلقين او كرد : گر من گنه جمله جهان كردستم * لطف تو اميد است كه گيرد دستم گوئى كه به وقت عجز دستت گيرم * عاجزتر از اين مخواه كه اكنون هستم

--> ( 1 ) - كشكول شيخ بهايى دو جلدى ج 1 ص 232 . ( 2 ) - من منع قيراطا من الزّكاة فليمت ان شاء يهوديّا او نصرانيّا كافى ج 3 ص 505 ح 14 باب منع الزكاة . ( 3 ) - كافى ج 4 ص 268 باب من سوّف الحجّ و هو مستطيع ح 1 و 5 .