جلال الدين الرومي
43
مجالس سبعه مولانا ( فارسى )
كسانى كه منكرند حرمت اين نام را و چون پناه به اين « 1 » نام گرفتند ، پشهاى دمار از دماغ شاه شاهان « 2 » نمرود بر آورد و لشكر زيور او را برهمزد . چون حرمت اين نام را حرمت كردند و امتحان « 3 » كردند ، قرص ماه چهارده شبه بشكافت از بهر خدمت اين نام و چون اين نام را نوح پناه خود ساخت ، از مشرق تا مغرب موجهاى طوفان برخاست و صدهزار لشكر و قبيله را برهمزد كه مىگويند كه عالم هرگز چنين معمور نشد « 4 » كه در عهد نوح بود . هرگز چنان نامدار نشده بودند در عالم كه در آن عهد بودند . هركس بنام و حرمت خود مىنازيدند و مست مىشدند و هر چند نوح ، اين نام را بر ايشان عرضه مىكرد ، قبول نمىكردند و درين نام به خوارى نظر مىكردند ، زيرا صورتپرست بودند و اين نام ، موجى است كه از درياى معنى برآمده است . چشمهاى صورتپرستان را زهره نباشد كه درينجا نگرند تا خود را به هفتاد آب نشويند كه ( لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ) . نوح مىگفت اگر شما اين نام را نمىبينيد كه چه عظيمست و چه بزرگست ، ديدها را به اشك بشوئيد و زار زار بگرييد و بر نابينايى و محرومى خويش نوحه كنيد باشد كه درياى رحمت به جوش آيد و اندكى از عظمت اين نام واقف شويد و اگر شما نوحه نمىكنيد ، من تا مىتوانم بر شما نوحه مىكنم . خدا مرا خود نام نوح كرد براى آن كه نوحهگر شما خواهم بودن . اين ساعت كه حقيقتهاى شما در غرقاب هلاكتست ، نوحه مىكنم اميدوارانه ، چنانك رنجور را چون مرگ نزديك آيد ، نوحهاى مىكنند ، اما هم اميد مىدارند و چون اين غرقاب هلاكتست ، من مىبينم ، شما نمىبينيد . پيشتر آييد و دست در صورتهاى شما زند . من بر بالاى كشتى باشم هم نوحه مىكنم ، اما نوحهء نااميدانه كه ( أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً فَلَمْ يَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْصاراً ) يعنى چون اين نام را خوار داشتند و تعظيم اين نام نكردند و نوح را كه دلّال دولت اين نام بود ، التفات نكردند ، عاقبت عزّت اين نام ايشان را بگرفت و نامهاى ايشان را نگونسار كرد : ( فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا ) ( وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ) * .
--> ( 1 ) - به اين نسخه . ( 2 ) - شهنشاه نسخه . ( 3 ) - اين نام را امتحان نسخه . ( 4 ) - معمور نشده بود نسخه