جلال الدين الرومي
40
مجالس سبعه مولانا ( فارسى )
شعر نور اگر صدهزار مىبيند * جز كه بر اصل نور ننشيند مناجات ملكا و پادشاها ديدهء همه را بديدن راه راست روشن دار . سينهء همه را به انديشهء عاقبت كار ، آراسته چو گلشن دار . دل همه را به مهر و مودّت احسان قديم خويش ، و عطاياى باقى خويش الف بخش . قوت مخيّله هريك را به صورت روحانى منزه از خال و زلف بخش قلعهء ايمان هر يكى را از دشمنان ظاهر كفر و معصيت معصوم دار و از دشمنان پنهان ريا و شك و نفاق و حسد محفوظ دار و بغض و كينه در شاه راه و سينهء اهل ايمان حايز مفرما مصون و محروس « 1 » دار . پاسبانان اين قلعهء دين را از خواب و سهو و عطلت نگاه دار تا قلعه دزدان نقاب بسته كه ( إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ) برين قلعه ظفر نيابند . تشنگان شهوت را كه شيطان ايشان را به زهراب مىفريباند تا از غايت تشنگى به خنكى اين « 2 » شربت مغرور شوند و از زهر او غافل شوند « 3 » اين تشنگان را از حوض رسول صادق و از آب كوثر و حلاوت شريعت او خنك جگر گردان تا به زهراب شيطانى مغرور نشوند عابدان ملت را كه شب و روز قصد خدمت و عبادت حضرت تو دارند ، از آفت خودپرستى و از فتنهء اصنام نفس نگاه دار تا همچو عبادت جهودان و ترسايان بر ضلالت و بطلان نباشند . مبشّرات نصرت خويش را بفرست تا لشكر صايمان و قايمان « 4 » و مجاهدان را به بشارت نصرت تو ثابت قدم دارند تا از لشكر سياه پوش ( وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ ) كه لشكر شيطانست كه هر روز سيصد بار حمله آرند تا لشكر طالبان حق را منهزم كنند طالبان حق را ثابت
--> ( 1 ) - از دشمنان ظاهر كفر و معصيت معصوم دار و از دشمنان پنهان ريا و شك و نفاق و حسد و بغض و كينه محفوظ نسخه . ( 2 ) - آن نسخه . ( 3 ) - باشند نسخه . ( 4 ) - تا لشكر قائمان و صائمان نسخه .