جلال الدين الرومي
26
مجالس سبعه مولانا ( فارسى )
را شريك گويد و انباز « 1 » گويد او را آمرزش نباشد باقى هر گناهى كه او كرده باشد همه را بيامرزد آن را كه خواهد به وحشى رسانيدند آيت را كه چنين وعده رسيده است زيرا معروف شده بود كه او چنين نوميد شده است وحشى گفت ( خدا مىفرمايد كه هر كه مرا شريك و انباز نگويد و يگانه داند هر گناهى كه كرده باشد همه را بيامرزد آن را كه خواهد دانم كه وحشى را نخواهى خواستن اين بگفت و خون از چشمهاش روان شد درياى رحمت به جوش آمد جويهاى بهشت از شير رحمت مالامال شد فرشتگان هفت آسمان پرها بازگشادند كه آثار رحمت مىبينيم و درياى رحمت را به جوش مىبينيم تا موج مغفرت و رحمت « 2 » چه گوهرهاى عجب بساحل خاك خواهد انداختن درين ولوله بودند كه دستگير ابد و ازل « 3 » عطابخش عطاهاى بىعدد بمحبوب خويش مصطفى صلوات اللَّه وحى فرستاد كه ( قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً ) اى بندگان من اى بندگان سوخته من « 4 » اى زندانيان درد و حزن سوختگان آتش پشيمانى اى خانه و خرمن خود سوخته به نادانى اى آتش خواران اى خون باران كه از حد برده و نوميد گشتهايد نوميد مشويد از رحمت بىنهايت بىپايان بندهنواز كارساز خداوندى ما كه إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً در آن آيت گفته بود كه غير كفر همه گناهان را بيامرزم آن را كه خواهم در اين آيت جهت درمان درد وحشى فرمود كه همه گناهان را بيامرزم و نفرمود آن را كه خواهم زيرا آن نيش اگر خواهم جگر وحشى را خسته كرده بود و سوراخ سوراخ كرده كه اگر در ميانست اين اگر بر جگرم مىزند . اى اگر كه درين راه من هفتاد خندق پرآتشى چه اميد مىدارم كه بگذرم خاصه بدين گناه من همچو كبريت خشك آلودهء گوگرد را با خندق آتش چه آشنايى و چه اميد امان ! شعر با خودى از اثير چون گذرى * هيزمى از سعير چون گذرى ؟
--> ( 1 ) - و همباز نسخه . ( 2 ) - رحمت و مغفرت نسخه . ( 3 ) - ازل و ابد نسخه . ( 4 ) - سوخته اى بندگان سوخته خرمن من نسخه .