جلال الدين الرومي

23

مجالس سبعه مولانا ( فارسى )

گوشت را هر صاحب نيشى گرفت . چرا پراكنده شدند نه يك‌نفس بودند ؟ و چون خاك شوند ، پاره‌اى از آن خاك را كوزه كردند ، پاره‌اى را « 1 » كاسه كردند ، پاره‌اى را خمره كردند . هر يكى بسر خويشتن از يكديگر بيگانه ماندند گفتند ما يكى بوديم بيگانه چرا شديم زيرا بصحبت روح يك شده بوديم . شعر ثقلت زجاجات اثنتا فرغا * حتّى اذا ملئت به صرف راح خفت و كادت تستطير مع الهواء * و كذا الجوم تخفف بالارواح « 2 » وحشى بدان مالها فريفته شد و بكشتن حمزه ميان دربست فرصت مىجست تا در حرب احد لشكر مصطفى صلى اللّه عليه و سلم به اول حمله كافران را بشكستند و جماعت تيراندازان را مصطفى فرموده بود كه درين دربند باستيد « 3 » و اين دربند را نگاه داريد و ازينجا مرويد چون تيراندازان ديدند كه لشكر اسلام لشكر كفر را شكست و مسلمانان در افتادند غنيمتها مىستدند از اشتران و اسبان و غلامان و لشكر كفر منهزم شد . گفتند ما بچه ايستاده‌ايم وقت غنيمت ستدنست قومى گفتند كه اشارت « 4 » پيغامبر چنين است كه ما در بند را نگاه داريم ، چرا دربند غنيمت شويم ؟ قومى گفتند كه : اين اشارت از بهر آن بود كه هنوز جنگ قايم بود اين ساعت جنگ نماند اين طايفه گفتند ما نتوانيم با اين عقل سخن پيغامبر را تصرف كردن و تأويل كردن . مخالف شدند و بيشتر تيراندازان در افتادند در غنيمت و كمينگاه و در بندها را رها كردند ابو سفيان با لشكر در كمين بود . چون ديد كه دربند خالى شد حمله كرد و بر مسلمانان زد و مسلمانان مشغول به غنيمت و از صحابه يكى بود چون سلاح در پوشيدى و برنشستى ، كم كسى فرق توانستى كردن صورت او را

--> ( 1 ) - كردند پاره را نسخه ( 2 ) - ثقلت زجاجات اتتنا فرغا حتى اذا ملئت به صرف الراح خفت و كادت تستطير مع الهواء و كذا الجسوم تخفف بالارواح صح ( 3 ) - بايستيد نسخه ( 4 ) - گفتند اشارت نسخه .