عبد الله الأنصاري الهروي
19
مناجات نامه خواجه عبد الله انصارى
الهى ! دلى ده كه در كار تو جان بازيم ، جانى ده كه كار آن جهان سازيم ، تقوايى ده كه دنيا را بسپريم ، روحى ده كه از دين برخوريم ، يقينى ده كه در آز بر ما باز نشود ، قناعتى ده تا صعوه حرص ما باز نشود ، دانايى ده كه از راه نيفتيم ، بينايى ده تا در چاه نيفتيم ، دست گير ، كه دستاويز نداريم ، بپذير كه پاى گريز نداريم ، در گذار كه بد كردهايم ، آزرم دار ، كه آزردهايم ، طاعت مجوى كه آب آن نداريم ، از هيبت مگوى كه تاب آن نداريم ، توفيقى ده تا در دين استوار شويم ، عقبى ده تا از دنيا بيزار شويم ، نگاه دار تا پريشان نشويم ، به راه دار تا پشيمان نشويم ، بياموز تا شريعت بدانيم ، بر افروز تا در تاريكى نمانيم ، بنماى تا در روى كس ننگريم ، بگشاى درى كه درگذريم ، تو بساز كه ديگران ندانند ، تو بنواز كه ديگران نتوانند ، همه را از خود رهايى ده ، همه را به خود آشنايى ده همه را از مكر شيطان نگاه دار ، همه را از فتنه نفس آگاه دار . الهى ! بساز كار من ، منگر به كردار من ، دلى ده كه طاعت افزون كند ، طاعتى ده كه به بهشت راهنمون كند ، علمى ده ، كه در او آتش هوا نبود ، عملى ده كه در او آب ريا نبود ، ديدهاى ده كه عزّ ربوبيّت تو بيند ، دلى ده كه ذل عبوديّت تو بيند ، نفسى ده كه حلقه بندگى تو در گوش كند ، جانى ده كه زهر حكمت تو به طبع نوش كند ، تو شفا ساز كه از اين معلولان شفايى نيايد ، تو گشادى ده كه از اين ملولان كارى نگشايد ، باصلاح آر كه نيك بىسامانيم ، جمع دار كه بس پريشانيم .