عبد الله الأنصاري الهروي
11
مناجات نامه خواجه عبد الله انصارى
به نام آن خداى ، كه نام او راحت روح است و پيغام او مفتاح فتوح است و سلام او در وقت صباح مؤمنان را صبوح است و ذكر او مرهم دل مجروح است و مهر او بلانشينان را كشتى نوح است ، اى جوانمرد ! در اين راه مرد باش ، و در مردى فرد باش ، و با دل پر درد باش . الهى ! خواندى ، تأخير كردم ، فرمودى ، تقصير كردم . الهى ! عمر خود بر باد كردم ، و بر تن خود بيداد كردم . الهى ! بساز كار من ، منگر به كردار من . هرگاه كه گويم برستم ، شغلى ديگر دهى به دستم . الهى ، از پيش خطر ، و از پس را هم نيست ، دستم گير كه جز فضل تو پناهم نيست . اى بود و نبود من ترا يكسان ، از غم مرا به شادى رسان . الهى ! اقرار كردم به مفلسى و هيچ كسى ، اى يگانهاى كه از همه چيز مقدسى ، چه شود اگر مفلسى را به فرياد رسى ؟ الهى ! اگر با تو نمىگويم افكار مىشوم ، چون با تو مىگويم سبكبار مىشوم . الهى ! ترسانم از بدى خود ، بيامرز مرا به خوبى خود . ابليس در آسمان زنديق شد ، ابو بكر در بتخانه صديق شد . بر گناه دليرى مكن كه حق صبور است ، خويشتن را غرور مده كه او غفور است .