الشيخ محمود الشبستري

94

گلشن راز ( فارسى )

هم از اللّه در پيش تو جانى است * كه از قدوس اندر وى نشانى است اگر يا بى خلاص از نفس ناسوت * درآيى در جناب قدس لاهوت هر آنكس كو مجرّد چون ملك شد * چو روح الله بر چارم فلك شد تمثيل بود محبوس طفل شيرخواره * به نزد مادر اندر گاهواره چو گشت او بالغ و مرد سفر شد * اگر مرد است همراه پدر شد عناصر مر ترا چون امّ سفلىست * تو فرزند و پدر آباى علوىست از آن گفته است عيسى گاه أسرا * كه آهنگ پدر دارم به بالا تو هم جان پدر سوى پدر شو * بدر رفتند همراهان بدر شو اگر خواهى كه گردى مرد پرواز * جهان جيفه پيش كركس انداز به دو نان ده مر اين دنياى غدّار * كه جز سگ را نشايد داد مردار نسب چبود ؟ مناسب را طلب كن * به حق روى آور و ترك نسب كن