الشيخ محمود الشبستري

64

گلشن راز ( فارسى )

ازو تحصيل كن علم وراثت * ز بهر آخرت مىكن حراثت كتاب حق بخوان از نفس و آفاق * مزيّن شو به اصل جمله اخلاق قاعدة اصول خلق نيك آمد عدالت * پس از وى حكمت و عفت شجاعت حكيمى راست‌گفتار است و كردار * كسى كو متّصف گردد بدين چار به حكمت باشدش جان و دل آگه * نه گر بز باشد و نه نيز ابله به عفت شهوت خود كرده مستور * شره همچون خمود از وى شده دور شجاع و صافى از ذلّ و تكبّر * مبرّا ذاتش از جبن و تهوّر عدالت چون شعار ذات او شد * ندارد ظلم از آن خلقش نكو شد همه اخلاق نيكو در ميان است * كه از افراط و تفريطش كران است ميانه چون صراط المستقيم است * ز هر دو جانبش قعر جحيم است به باريكى و تيزى موى و شمشير * نه روى گشتن و بودن برو دير