الشيخ محمود الشبستري

28

گلشن راز ( فارسى )

حقيقت كهربا ذات تو كاه است * اگر كوه تويى نبود چه راه است تجلّى گر رسد بر كوه هستى * شود چون خاك ره هستى ز پستى گدايى گردد از يك جذبه شاهى * به يك لحظه دهد كوهى به كاهى برو اندر پى خواجه به اسرى * تفرّج كن همه آيات كبرى برون آى از سراى « ام هانى » * بگو مطلق حديث « من رآنى » گذارى كن ز كاف و نون كونين * نشين بر قاف قرب قاب قوسين دهد حق مر ترا هرچ آن بخواهى * نمايندت همه اشيا كماهى قاعدة به نزد آنكه جانش در تجلّى است * همه عالم كتاب حق تعالى است عرض اعراب و جوهر چون حروفست * مراتب همچو آيات وقوفست ازو هر عالمى چون سوره‌اى خاص * يكى زان فاتحه و آن ديگر اخلاص نخستين آيتش عقل كل آمد * كه در وى همچو باى بسمل آمد