عزيز الدين النسفي أو مير سيد علي الهمداني

61

راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى )

342 . نهيم 343 . عرب در عقب آمد و در پيش من انداخت 344 . كنيم 345 . از روستاى مدينه بود 346 . هر كه او را به من چيزى مىبايد داد ، گردن او را از آن وام آزاد كرديم ؛ چه خير بود در مالى كه ميان دوستان ما حجاب افكند 347 . ندارد 348 . قارن 349 . شود 350 . و با تو نور و بركت او نماند 351 . شب شبهت 352 . اجتهاد وى كم خطا بود و در گم‌راهى نيفتد 353 . برين دولت 354 . درك 355 . ترا دليل باشم 356 . و ره نمايم 357 . بهر خيرى 358 . ندارد 359 . نظم 360 . در بر وى فراز كردمى 342 . نهم 343 . عرب در غضب شد و از عقب آمد و آن را در پيش من انداخت 344 . كنم 345 . از روساى مدينه بود 346 . يعنى هر كه را چيزى به من مىبايد داد ، او را آزاد كردم از وام ؛ چه خير بود در مالى كه ميان ما و دوستان ما حجاب افكند 347 . پس خطاب فرمود كه : 348 . قارب 349 . بود 350 . و نور و بركت او با تو نماند 351 . شب دنيا 352 . و اجتهاد وى را در خطا و گمراهى نيندازد 353 . بر دلت 354 . ادراك 355 . ترا راهبر و دليل باشم 356 . راه نمايم 357 . و بهر خيرى 358 . راه دهيم 359 . مثنوى 360 . در دل بر وى فراز كردى