عزيز الدين النسفي أو مير سيد علي الهمداني

32

راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى )

« لو صلى العبد صلوة اهل السماء و الارض ، و صام صيام اهل السماء و الارض و طوى الطعمام مثل الملائكه ، حتى يأكل شيئا و لبس لباس ( العارى ) ثم ارى فى قلبه ذره من محبة الدنيا ، او سمعتها ، او محمدتها ، او رياستها ، لا يسكن فى جوارى و لا ظلمن قلبه حتى ينسانى و لا اذيقه حلاوة مناجاتى . فرمود كه اگر بنده چندان نماز گزارد كه اهل آسمان و زمين و چندان روزه دارد كه اهل آسمان و زمين و بساط مشتهيات و مأكولات در نوردد ، و هيچ نخورد ، چون فرشتگان و برهنگى را لباس خود سازد ، ما كه خداونديم ، نظر بر باطن او گماريم ؛ اگر در دل وى مقدار يك ذره محبّت دنيا يا آوازهء دنيا ، يا ستايش يا بزرگى جستن [ در آن ] بيابيم ، نام وى از جريدهء آشنايان مهر گردانيم و رقم حرمان و خسران بر ناصيهء روزگار وى كشيم و آينهء دل وى را به غبار غفلت و شقاوت تاريك گردانيم ؛ تا جمال حضرت ما را كه غايت سعادت و نهايت كمال است ، فراموش كند . كام جان وى را از قطرات شراب الفت كه از سحاب كرم بر بوادى صدور مشتاقان در وقت راز و نياز مىباريم ، محروم گردانيم . ب - رسالهء اسرار وحى از مجموعهء آثار ميرسيد على همدانى ، نسخهء خطى به شرح ماضى بدون دخل و تصرف . « يا احمد ! لو صلى العبد صلوة اهل السماء و الارض و صام صيام اهل السماء و الارض و اطوى الطعام مثل الملائكه و لبس لباس العرى العارى . ثم ارى فى قلبه ذره من حبّ الدنيا او سمعتها ، او رياستها ، او حليها ، او زينتها ، لا يجاورنى فى دارى و لانزعنّ من قلبه محبتى ، و لا ظلمنّ قلبه حتى ينسانى و لا اذيقه حلاوة محبتى و عليك سلامى و رحمتى » . پس خطاب فرمود كه اى احمد ! اگر بنده نماز و روزهء اهل آسمانها و زمينها بيارد و خوان خوردن از پيش نفس برگيرد و در ناخوردن با فرشتگان يكسان شود ، و از لباس جز برهنگى و تجريد جامه نسازد ، من كه خداوندم ، در دل وى نگاه كنم ؛ اگر ذره‌اى از محبت دنيا يا ستايش آن و يا رياست آن و يا آرايش و زينت آن در وى يابم ، او را به سياست از مجاورت خلوت سراى خود دور كنم و محبت خود را از دل وى بيرون كنم و دلش را تاريك كنم ؛ تا مرا فراموش كند ؛ و مزهء شراب محبت خودش نچشانم . و بر تو باد