عزيز الدين النسفي أو مير سيد علي الهمداني

14

راز ربانى ( اسرار الوحى سبحانى ) در شرح حديث قدسيه معراجيه ( فارسى )

چون بنه عرش به پايان رسيد * كار دل و جان ، به دل و جان رسيد غيرت ازين پرده ميانش گرفت * حيرت از آن گوشه عنانش گرفت پرده در انداخته دست وصال * از در تعظيم سراى جلال پاى شد آمد به سر انداخته * جان به تماشا نظر انداخته خورد شرابى كه حق آميخته * جرعهء آن در گل ما ريخته لطف ازل با نفسش همنشين * رحمت حق نازكش او نازنين لب به شكر خنده بياراسته * امت خود را به دعا خواسته همتش از گنج توانگر شده * جملهء مقصود ميسر شده ( مخزن الاسرار نظامى ، ص 20 )