الشيخ الصدوق ( مترجم : كاظمى )

260

ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى )

آورد و او را با انجام آن حاجت خوشحال نمايد مانند اين است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را خوشحال نموده است . و كسى كه تشنگى او را بر طرف نمايد ، خداوند از نوشيدنىهائى به مهر سربسته بهشتى ( كه كسى از آن ننوشيده ) به او عطا مىفرمايد و كسى كه گرسنگى او را بر طرف نمايد ، خداوند از ميوه‌هاى بهشت به او عطا مىفرمايد و كسى كه مؤمن بىلباس را بپوشاند ، خداوند لباس‌هايى از « استبرق » و « حرير » به او عنايت مىنمايد و كسى كه به مؤمن پوشيده لباس بدهد ، تا زمانى كه نخى از آن لباس باقى باشد در كفالت خداوند خواهد بود . و كسى كه به هنگام ضعف آبروى او را بخرد و به او كمك كند ، خداوند كودكان زيباى بهشتى را به خدمت او مىگمارد و كسى كه او را سوار بر مركبش نمايد ، خداوند در روز قيامت او را سوار بر شترى بهشتى به موقف حساب مىآورد ، به‌گونه‌اى كه بر فرشتگان خداوند مباهات مىنمايد و كسى كه پس از مرگ او را كفن نمايد ، گويا از روزى كه از مادر متولد شده تا روز مرگ او را پوشانيده است . و كسى كه به او همسرى دهد كه با او انس بگيرد ، و آرامش يابد ، خداوند در قبرش او را با سيماى محبوبترين اعضاى خانواده‌اش مأنوس مىنمايد و كسى كه به هنگام بيمارى به عيادت او برود ، فرشتگان گرداگرد او را گرفته و براى او دعا مىكنند تا بازگردد و مىگويند : پاك شدى و بهشت برايت پاك شد ، به خدا سوگند برآوردن حاجت او را بيش از دو ماه روزه پىدر پى همراه با اعتكاف آن هم ، در ماه حرام ، دوست دارم . ثواب ديدار با برادران و دست دادن و معانقه با آنان : حدّثني محمّد بن الحسن قال حدّثني محمّد بن الحسن الصّفّار عن عبّاد بن سليمان عن محمّد بن سليمان الدّيلميّ عن أبيه عن إسحاق بن عمّار الصّيرفيّ قال كنت بالكوفة فيأتيني إخوان كثيرة و كرهت الشّهرة فتخوّفت أن أشتهر بديني فأمرت غلامي كلّما جاءني رجل منهم يطلبني قال ليس هو هاهنا قال فحججت تلك السّنة فلقيت أبا عبد اللّه عليه السّلام فرأيت منه ثقلا و تغيّرا فيما بيني و بينه قال قلت جعلت فداك ما الّذي غيّرني عندك قال الّذي غيّرك للمؤمنين قلت جعلت فداك إنّما تخوّفت الشّهرة و قد علم اللّه شدّة حبّي لهم فقال يا إسحاق لا تملّ زيارة إخوانك فإنّ المؤمن إذا لقي أخاه المؤمن فقال مرحبا كتب اللّه له مرحبا إلى يوم القيامة فإذا صافحه أنزل اللّه فيما بين