علاء الدوله سمنانى

57

چهل مجلس ( فارسى )

آمدى اگر كارى بودى كه در او مصلحت دينى يا دنيوى در آن بودى به وى اشتغال مىبود و الا فرمودى كه : درويشان سنگها را از موضعى به موضعى كشيدندى كه ظاهرا فايدهء بر آن مترتب نبودى . روزى گستاخى نمودم و سؤال كردم كه : در نقل اين سنگها فايده چيست ؟ حضرت شيخ با وجود آنكه اين درويش را چنان تعظيم مىنمود كه مگر حضرت شيخ علاء الدوله را قدس سره تعظيم مىنموده باشد ، در غيرت شد از اين سؤال ، و كفش از پاى مبارك بيرون آورد و بر قفاى من چنان زد كه نعل كفش در گوشت بنشست ، و حاليا گوييا خوشى آن آواز كفش به گوش من مىرسد ، و بعد از آن فرمود كه : فايدهء اين آنست كه كفار نفوس در زمرهء اهل اسلام درآيند . و فى المثنوى المعنوى المولوى قدس اللّه سر ناظمه : مادر بتها بت نفس شماست * زانكه آن بت مار و اين بت اژدهاست همين سگ نفس ترا زنده مخواه * كو عدوى جان تست از ديرگاه آنچه گويد نفس تو كانجا بدست * مشنوش چون كار او ضد آمدست تو خلافش كن كه از پيغمبران * اينچنين آمد وصيت در جهان دوزخست اين نفس و دوزخ اژدهاست * كو بدرياها نگردد كم و كاست هفت دريا را درآشامد هنوز * كم نگردد سوزش آن خلق سوز عالمى را لقمه كرد و دركشيد * معده‌اش نعره‌زنان هل من مزيد