علاء الدوله سمنانى

37

چهل مجلس ( فارسى )

او باخبر باشد و چون آنجا رسد به حس ببيند روضهء پاك آن حضرت كه به كلى متوجه شود فايده آن با فايدهء اين چه نسبت و اهل مشاهده را اين معنى تحقيق باشد . در رسالتى كه مىتوان آن را حالنامه شيخ علاء الدوله ناميد ، در اوائل جمادى الاخرى سال 779 هجرى استنساخ شده و به زمان شيخ بسيار نزديك است شيخ در صدر نوشته عين نامه‌اى را كه شيخ اكرم سلطان المحققين برهان الموحدين نور الحق و الدين عبد الرحمن اسفراينى خطاب به خود وى مرقوم داشته است چنين نقل مىنمايد : « اى فرزند در آن وقت كه وقت در هستى وقت خود نيست بود ، و سلطان وقت از شراب زلال لا يزالى در نيستى خود مست ، خود را در بىخودى از خودى خود بىخود ديد ، و وقت با صاحب وقت بىوقت ، و صاحب وقت در وقت بىوقت خود بىخود در هستى او سر از جيب نيستى برزده در نيستى هستى خود در نيستى مىزد ، من بىمن با اوئى او از خودى خود پنهان در دار اللّه در خانهء وحدت با او هم‌خانه در مستى هستى او نيست بودم ، و او از ذات در صفات نيستى هستى مرا مىديد ، و در ذات نقش نيستى بر هستى نيست من مىكشيد . گاه در هستى صفات بهستى نيستى بودم ، گاه در وحدت ذات به نيستى هست « كان اللّه و لم يكن معه شىء » اين حقيقت را مفسر آمد . اى فرزند وقت ، وقت حكم جمع دارى ، شاغل ماضى و مستقبل آمد . چندانكه سيف وقت قاطع‌تر ، تجرد وقت او كاملتر ، و چون در تجرد مكمل شد ، قدم در عالم جمع جمع نهاد . اينجا ماضى و مستقبل در وى محو افتد ، دى و فردا را اسم و رسم نماند « عند اللّه لا صباح و لا مساء » نصب ديده آيد . تو زمين و آسمان ، عرش و كرسى را در سعت وقت بر مثال خشخاشى دان ، لابل نسبت با مشرق و مغرب