علاء الدوله سمنانى
33
چهل مجلس ( فارسى )
نيز از آن استنكاف مىورزند دعوت كرده است « 1 » وى از شيوخ سلسلهء ذهبيه كبرويه بود . در علو نفس و بخشش و نيكوكارى و صراحت لهجه و حسن اعتقاد در عهد خود بىنظير بود . شيخ علاء الدوله را داستانها آوردهاند كه معرف و مؤيد پاكبازى اوست . در تذكرة الشعراى دولتشاه آمده است : « تواضع و انصاف شيخ در آن مرتبه بود كه مولانا نظام الدين هروى شيخ علاء الدوله را تكفير كرده و به دو نوشته بود كه : تو كافرى . شيخ رقعهء مولانا نظام الدين را خواند و زارزار گريست و گفت : اى نفس هفتاد ساله به تو مىگفتم كه تو كافرى و تو باور نمىكردى . اكنون هيچ شبههاى نماندت كه امام مسلمانان و مفتى شرق و غرب به كفر تو حكم كرده است . گردن بنه و بعد از اين مرا مرنجان و اين رباعى سرود : نفسى است مرا كه غير شيطانى نيست * وز فعل بدش همى پشيمانى نيست ايمانش هزار بار تلقين كردم * اين كافر را سر مسلمانى نيست شيخ علاء الدوله ، صوفيان و مردم روزگار خود را مربى بىهمتا بود ، دستورعملهاى او سالكان را راحت دنيا و دين مىنمود . جامى در نفحات الانس نوشته : « . . . و هم وى فرموده كه حق تعالى اين زمين و مزارع را به حكمت آفريده و مىخواهد كه معمور باشد و فايدهاى به خلق رسد و اگر خلق بدانند كه از عمارت دنيا كه براى فايده و دخل بكنند نه به وجه اسراف ، چه ثوابست ، هرگز ترك عمارت نكنند و اگر بدانند كه از ترك عمارت و معطل گذاشتن زمين چه گناه حاصل مىشود ، هرگز نگذارند كه اسباب او خراب شود ، هر كسى زمينى
--> ( 1 ) . تاريخ ادبيات در ايران تأليف استاد دكتر ذبيح اللّه صفا جلد سوم صفحه 809