علاء الدوله سمنانى
21
چهل مجلس ( فارسى )
مىبرده است . علاوه بر اين گويا در همين مدت سلوك و يا شايد بعد از آن چندگاهى در سير بلاد قدس و شام و امثال آن نواحى مىگذرانده است ، چنان كه باز در ديوان او مىبينيم كه غزلى به مطلع : ترا جانا سرو سوداى ما نيست * و يا از حسن خود پرواى ما نيست در سال 699 هجرى در همان نواحى آغاز نموده و بعدها يعنى در سال 721 هجرى باقى آن را در صوفياباد سمنان تمام كرده است و مسلما غزلى كه باز در ديوان او به مطلع ذيل مىبينيم : وقت آن آمد كه در بستان جان مستان شويم * ترك قدس و شام گيريم و سوى سمنان شويم مربوط به بعد از روزگار مذكور است . به هر حال علاء الدوله سمنانى خود در مكتوبى كه در پاسخ نامهيى از كمال الدين عبد الرزاق نوشته ، گفته است كه سى و دو سال صحبت نور الدين عبد الرحمن اسفراينى داشته است « 1 » . و اگر چنين باشد بايد به طور مجموع دوران ( سلوك ) و ( صحبت ) شيخ علاء الدوله در خدمت شيخ عبد الرحمن اسفراينى كه از سال 687 هجرى آغاز شده بود تا حدود سال 719 هجرى ادامه يافته باشد ، منتهى به صورت منقطع نه پيوسته و مداوم . البته مانعى نداشت و چنين نيز بود كه شيخ بعد از دو سال مجاهدت اوليه به نيابت از مراد خود براى ارشاد و تعليم خلق به موطن خويش سمنان بازگشته باشد ، ولى با اين حال هرچندگاه يك بار براى تجديد مراتب ارادت و كسب فيض به خدمت شيخ خود مىرفت و از آنجا به زيارت حج و سير در وادى قدس و شام و نظاير اين اماكن مىپرداخت و سپس به مركز تعليم و ارشاد خود بازمىگشت « 2 » .
--> ( 1 ) . نفحات الانس جامى صفحه 488 ( 2 ) . تاريخ ادبيات در ايران تأليف استاد دكتر ذبيح اللّه صفا جلد سوم صفحه -