مهدى الهى قمشه اى
95
حكمت عملى ( اخلاق مرتضوى ) ( فارسى )
ترجمه : فرمود : استدلال مىشود بر مقام يقين شخص به خدا و به عالم آخرت به اينكه آمال و آرزوى دور و دراز در دنيا نداشته و عملش خالص براى رضاى خدا باشد و از دنيا و امور دنيوى زهد و اعراض كند . شرح : حضرت اينجا علائم اهل يقين به خدا و عالم آخرت را سه چيز فرمود : يكى نداشتن آرزوها و خيالات باطل دنيوى از مال و جاه و اعتبار ، و يكى خلوص عمل يعنى همهكارش براى رضاى خدا و خالص لوجه اللّه باشد إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ .
--> يهوى براسه مصفرّا لونه قد نحف جسمه و غارت عيناه فى راسه فقال له رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : كيف اصبحت يا فلان ؟ قال : اصبحت يا رسول اللّه موقنا . . . » . و در حديث سوم آمده است كه « استقبل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلم حارثة بن مالك بن النعمان الانصارى فقال له : كيف انت يا حارثة بن مالك ؟ فقال : يا رسول اللّه مؤمنا حقّا . . . » . متألّه سبزوارى در شرح مثنوى فرموده است : گفت پيفمبر صباحى زيد را * كيف اصبحت اى رفيق با وفا « اشارت است به حديث نبوى كه حضرت به زيد فرمود : كيف اصبحت ؟ زيد عرض كرد : اصبحت عبدا مؤمنا حقا ، حضرت فرموده : لكلّ حقّ حقيقة فما حقيقة ايمانك ؟ عرض كرد . . . » ( شرح اسرار دفتر اول ، ط 1 ، چاپ سنگى ، ص 84 ، س 10 ) . غرض اين است كه واقعه مذكور در روايات به چند كس نسبت داده شده است : در حديث اوّل مذكور كه حديث دوم باب نام برده اصول كافى است به جوانى نسبت داده شده است و نامى از آن برده نشده است « فنظر الى شابّ . . . » . و در حديث دوم به حارثه نسبت داده شده است . و همچنين ابن اثير در كتاب « اسد الغابة فى معرفة الصّحابة » ( ج 1 ، ص 355 ) به اسنادش از انس بن مالك به حارثه نسبت داده است . و غزالى نيز در احياء العلوم به حارثه نسبت داده است . و باز در حارثه اختلاف است كه حارثة بن نعمان است يا حارثة بن سراقه . به اسد الغابة ( ص 356 ، ج 1 ) رجوع شود . ابو نعيم اصفهانى در حلية الأولياء ( ج 1 ، ص 242 ) به اسنادش از انس بن مالك ، واقعه مذكور را به معاذ بن جبل نسبت داده است . و ديلمى در باب سى و هفت ارشاد القلوب به سعد بن معاذ نسبت داده است . ( ص 111 ، به تصحيح و تعليق استاد علامه شعرانى ) . نگارنده را بعضى از اشارات و فوائد در پيرامون اين واقعه در رساله « لقاء اللّه » است ( هشت رساله عربى ، ص 114 و 117 ) . قوله : « بر سر مطلب برويم » مقالهء ششم پايان يافت ، بر سر مقالهء هفتم مىرود .