مهدى الهى قمشه اى

49

حكمت عملى ( اخلاق مرتضوى ) ( فارسى )

صفات كماليه و افعال و شئون آثارى اوست و معلوم است كه اين موضوع اشرف و اعلاى تمام موضوعات علوم است لذا حكماى الهى فرموده‌اند : علم حكمت الهى چون موضوعش وجود حق و صفات و افعال و كيفيت صنع و ابداع حضرت احديت است پس اعلاى علوم و معارف است . وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً « 1 » . هركه به حكمت الهى معرفت يافت به خير و سعادت بسيار بىشمار رسيده است . امّا از جهت برهان : برهان اين علم وجود كامل فوق الكمال خداست پس اتمّ و اظهر و اتقن برهانست چون وجود حق از فطريات است ، أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « إعرفوا اللّه باللّه » و « دلّ على ذاته بذاته » . برهان او وجود و انوار و اشراقات خود اوست خدا را به خود او كه هستى صرف است بايد شناخت أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ « 2 » . آفتاب آمد دليل آفتاب * گر دليلت بايد از وى رو متاب أنت الذّى أشرقت الأنوار فى قلوب أوليائك حتّى عرفوك و وحّدوك . تو در دل خاصّان و دوستانت انوار جمال خود را اشراق كردى تا تو را شناختند و موحّد شدند . پس خدا را دليل و برهان خداست كه وجودش فطرى و بديهى است هرچند كنهش ناپيداى ابدى است و در هيچ علم برهانى از اين روشن‌تر نيست كه به واسطه نور وجود الهى بر چشم بصيرت دلهاى پاكان عالم پديدار است . جمال يار ندارد حجاب و پرده ولى * غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد اما از حيث غايت معلوم است كه حكمت الهى كه غايتش معرفة اللّه است اشرف و اعلاى امور است كه غاية الغايات اوست ، يا غاية آمال العارفين .

--> ( 1 ) . بقره / 270 ( 2 ) . فصلت / 54