مهدى الهى قمشه اى
28
حكمت عملى ( اخلاق مرتضوى ) ( فارسى )
عذرم نپذيرفت و به خواندنم امر فرمود و امتثال كردم . تقريبا يك دوره ديوان اشعار بنده را ملاحظه فرمودند و بسيار تحسين كردند جز اينكه فرمودند چنان كه در ميان برنج گاهى تكتك شلتوك پيدا مىشود بعضى از كلمات بايد اصلاح شود سپس بر صفحهء اوّل ديوانم قريب يك صفحه دربارهء گفتههاى نالايقم مطالبى مرقوم داشتند و تقريظى انشاء فرمودند كه افتخار داشتن دستخط مباركش را دارم و جا دارد كه به دو بيت اوحد الدّين انورى ابيوردى در اين مقام تمسّك جويم و به تمثّل آورم : هست در ديدهء من خوبتر از روى سفيد * روى حرفى كه به نوك قلمت گشته سياه عزم من بنده چنانست كه تا آخر عمر * دارم از بهر شرف خطّ شريف تو نگاه وقتى اين غزل را براى آن بزرگوار خواندم : مائيم و آنكه حضرت او نور مطلق است * ديگر هرآنچه هست از اين نور مشتق است تا اينكه در تخلّصش گفتم : در نزد عارفان سخن طبع آملى * بىشك عديل عمعق و يغماى جندق است فرمود : اينها شعراى خاكى بودند . خداوند رحمتش كناد با گذاشتن دندان عاريه مخالف بود و مىفرمود كه خود مزاج راهنما است ، گيرم دندان عاريه گذاشتم با دستگاه گوارش پير چه كنم ، مگر دندان عاريه غذاى جوان را خورد كرده و تحويل معده داد ديگ معده از عهدهء طبخ آن برمىآيد ؟ . در دو وعدهء متوالى پختنى نمىخورد . اغلب ماست را آب مىكرد و نان در آن تريد مىكرد و ميل مىفرمود و با چه مزه تناول مىكرد . مىفرمود در كودكى دندان نبود و غذا شير بود الآن غذاى من اين است . مىفرمود : وقتى تنى چند از دوستان بدون اطلاع من دندانپزشكى را ديده بودند