الشيخ محمود الشبستري

24

حق اليقين في معرفة رب العالمين ( فارسى )

استفاضت نور كند ، اكنون از مرشد خارجى مستغنى گردد ، كه تصرف خارجى جهت رياضت نفس است ، و صفت نفس عارف آن است كه فرمود : وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ ( 18 / 18 ) . و ديگر مرشد از براى دلالت و هدايت و سلوك است و حال عارف ضلال و حيرت در مقام بىيبصر و بىينطق است ، وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُرْشِداً ( 18 / 17 ) . سرى نازك - ادراك ادراك ، بنا بر غلبهء بطون از شدت ظهور مسما است به ظاهر و حق ، و ادراك عدم ادراك بنا بر غلبهء ظهور از شدت بطون مسما است به باطن و خلق : هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ ( 57 / 3 ) . سرّ سرّ - ظهور وجودى است ، و وجودى عين وجود است كه غير جز عدم و عدمى نيست ، و عدمى همچنان عين عدم است كه واسطه‌اى ميان وجود و عدم نيست ، و ظاهر وجودى است و باطن عدمى ، پس آنچه به نزد محجوب خلق است در واقع حق است ، كه بر وى محجوبى و مخلوقى ممتنع است : وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ ( 12 / 21 ) . حقيقت - اظهار ظاهر كرد و او ظاهرتر است از هر ظاهر ، و اخفاى باطن كرد ، و او باطن‌تر است از هر باطن ، كه ظهور و بطون او حقيقت است ، به خلاف ظهور ظاهر و بطون باطن ، پس او ظهور ظاهر بود و بطون باطن و ظهور و بطون در حقيقت متحدند : أَ إِلهٌ ، مَعَ اللَّهِ ( 27 / 60 و 61 و 62 و 63 و 64 ) . فايدة - بنابر آنكه صورت ظاهر « 1 » هر ظاهر به وجود است ، و هستى ظاهرتر هر ظاهر است ، پس هستى او نسبت به هستىها اول و باطن است ، و نسبت به ظهور خودش ظاهر و آخر : هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ ( 57 / 3 ) .

--> ( 1 ) - ه : ظهور