الشيخ محمود الشبستري
15
حق اليقين في معرفة رب العالمين ( فارسى )
باب اوّل در ظهور ذات « 1 » حضرت حق تعالى و تقدس ، كه مقام معرفت است مشتمل بر حقايق حقيقت - هستى حق - تبارك و تعالى - « 2 » پيداتر از « 3 » هستىها است ، كه او به خود پيداست ، و پيدايى ديگر هستىها به دو است : اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ( 24 / 35 ) . حقيقت - دليل هستى او به حقيقت جز او نيست ، كه هيچگونه كثرت را به هستى « 4 » او راه نيست ، و دليل را از هستى ناگزير بود : أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ( 41 / 53 ) . حقيقت - هستى او تعالى « 5 » نمايندهء خود است كه نمايندگى حقيقى جز از هستى حقيقى « 6 » نيايد : أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ( 14 / 10 ) . حقيقت - هر نفسى كه هست به ضرورت ، به قوت يا به فعل ، مدرك هستى خود است : بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ ( 75 / 14 ) ، و آن مستلزم ادراك هست مطلق است ، كه عام روشنتر از خاص بود : وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ ( 51 / 21 ) . حقيقت - ادراك هستى « 7 » حق ، كه اظهر و اعرف است ، مقدم است بر ادراك نفس ، كه نفس از عالم امر است : وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ ( 12 / 21 ) ، و از اين جهت نسيان حق را مستلزم نسيان نفس فرمود ، كه نسيان بعد از معرفت بود : نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ ( 59 / 19 ) . تمثيل - ادراك مبصر بىواسطهء نورى ديگر چون شعاع صورت نبندد ، با آنكه شعاع از
--> ( 1 ) - الف : « وجود » اضافه دارد . ( 2 ) - ب : « يقين » اضافه دارد . ( 3 ) - ه : « همه » اضافه دارد . ( 4 ) - نسخه بدل الف : به حقيقت ( 5 ) - ه : « و تقدس » اضافه دارد . ( 6 ) - بجز « ه » ديگر نسخهها « حقيقى » ندارد . ( 7 ) - الف : « حقيقى » اضافه دارد .