محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

5

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

هوسهاى صاحبان علم ( ظاهرى و رسمى ) به حدى بود كه اميدى نه به مطابقهء روشهاى ايشان بود و نه به توافق بين گذشته و حالشان در كشف حقايق عقيده ؛ و بيان لغزشگاههاى شريعت حاضر ، مرا اين انگيزه پيدا شد كه غور و انديشه در حقيقت مذاهب توحيد ذات و صفات ، و ارسال نظر در مشارب و اذواق اهل تحقيق و وثوق نمايم ، آنان كه شعار و ظاهر كارشان چنگ زدن به حقيقت امور شرعى ؛ و باطن كارشان پاكيزه كردن نفوس و روانها و كامل نمودن خوهاى پسنديده و كريم ؛ و پىبردن به اسرار و رازهاى الهى و جذبه و كشش ربانى - كه در خور پذيرش « 1 » است - و دانستن اسرار فروع و اصول دين مىباشد ، زيرا خلاصه و نتيجهء ذوق آنان حمل كردن كتاب الهى و سنت او بر حقيقت - نه مجاز آن - در حد طاقت و توانشان ، و توافق دادن بين حدود عقول و آيات منقول ( در قرآن ) و جمع آن در حيطهء امكان معقول و انديشيدن است . 5 / 1 و چون توفيق الهى براى اطمينان و آرامش قلب بر روش اين گروه مساعدت و ياريم كرد ؛ با خود گفتم اين بهره و نصيب تو است ، پس از آن‌چه كه شبهه‌ناك است در گذر و آن‌چه كه شبهه‌ناك نيست برگير « 2 » . 6 / 1 و چون مركب خاطره و انديشه را سوى مدين ( حقيقت يا بى ) راندم ؛ بركاتش در باطن و ظاهر آشكار گشت ، و از آن بركات اين كه خداوند منّان مرا در تكرار نظر و فكر ؛ و انديشيدن در حقايق كتاب « مفتاح غيب جمع و وجود » آسانى و انسى بخشيده بود ، همان كتابى كه شيخ كامل و مكملمان ، سرور هر دو سر او برزخ بين دو حضرت و آينهء دو طرف و جلوگاه دو مشرق و شرف ، ابو المعالى صدر الدين محمد بن اسحاق بن محمد بن على بن يوسف قونوى قدس الله سره تصنيف نموده است . 7 / 1 خواستيم سخنش را - نه آن‌گونه كه مقامش اقتضا مىكند - بلكه آن‌گونه كه در حد

--> ( 1 ) - يعنى آن‌چه از اسرار الهى را كه اين گروه توان پذيرش و قبولش را دارند - نه همهء اسرار فروع و اصول دين را - ( 2 ) - اين حديث نبوى است ، و ساق حديث اين‌گونه است : هر كه در اطراف قرق‌گاه گوسفند چراند ممكن است در آن ( محوطهء قرق شده ) بيافتد ( و گرفتار شود ) و در حديث ديگر : زيرا فقدان چيزى را كه براى خدا رها كرده‌اى احساس نخواهى كرد - كه راستى مايه نجات است - .