محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
مقدمهء مترجم 87
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )
وصفى - كه عقل اول مظهر آن مىباشد ، لذا عين ثابت اين حقيقت محمديه در مقام واحديت صورت و مظهر اسم « الله » و متحد با آن مىباشد و در مقام احديت كه مقام تجلى ذاتى است ، حقيقت محمديه متجلى در اسماء الهى است و عين ثابت او به اين اعتبار بر تمام اسماء سمت سيادت و سرورى دارد . پس وجودات الهى اسمائى وجودات اعيان ثابتهء در علم الهىاند ، علم حق به حقايق در مقام تفصيل معلومات همان صور اسماء او است ، و اين صور بالذات جهت انكشاف و ظهور حقايق در مشهد علماند ؛ نه آنكه به وجود علمى و ذهنى معرّا و جداى از اثر متحقق باشند ، زيرا به وجود اسماء الهى تحقق دارند و بالاخره به وجود حق متحققاند ؛ و حيثيت ذات آنها منشأ عين انكشاف و ظهور و انحاء تعينات تعقل حقاند ، نه آنكه به وجود ذهنى غير منشأ اثرى تحقق داشته باشند ، و اين بر مبناى وحدت وجود و موجود - در عين كثرت هر دو - و بر قول به تحقق تفاوت در مظاهر - نه در مراتب - است كه از آراء صدر المتألهين مىباشد . پس نتيجه مىگيريم كه هر ذرهاى از ذرات جهان - از ازل تا ابد - جزئى از اجزاى اين حقيقت - به اعتبارى - و تجلىاى از تجليات آن - به اعتبارى ديگر - مىباشد ، و اين حقيقت محمديه است كه متجلى در اسماء و اعيان و حقايق ملكوتى و كونى مىباشد ، و هيكل شخصى - يعنى محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله - كه بر عالم انسانى مبعوث گرديده ؛ صورت اجمال وجود است . بايد توجه داشت كه اسماء الهى نظير : عالم و قدير و بصير و اسم « الله » معانى و مفاهيم ذهنيه نيستند ، بلكه حقيقت وجود به اعتبار تجلى در صورت علم ؛ عليم است و به لحاظ تجلى به جميع اسماء الهى « الله » و به همين اعتبار اسماء مغيث و محيط و هادى است - البته به اعتبار حقايق وجودى - از اين باب كه درجات وجود تماما ظهورات حقاند در جلباب اسماء ، و اسماء الهى نيز همان