محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

مقدمهء مترجم 43

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

سوم قبض - يعنى گرفتن دل - است و مقابل آن بسط است ، و اين دو حالت در طول سلوك در نتيجه خوف و رجا - نسبت به ذات الهى - حاصل شود ، قبض و بسط تصرف الهى است در دل سالك ، اما دلى كه هنوز تصفيهء آن تمام نشده باشد ؛ و چون آن تصرفى الهى است - نه نفسانى - پس صاحب قبض و بسط را در سلوك مقامى عالى است ، و سالك را در سلوك ؛ اين هر دو بايد باشد تا بتواند قطع منازل كند . چهارم تواجد و وجد و وجود است ؛ كه اوّلى ويژهء مبتديان و دومى خاص متوسطان و سومى مخصوص منتهيان است ، اهل تواجد را اقشعرار است ، مانند كسانى كه تازه از بستر بيمارى برخاسته‌اند ، اگر چه دلش از مرض بيرون آمده ؛ اما سلامتى و نيروى تمام نيافته است ، از اين جهت است كه لرزش و اقشعرار و حالت او در سماع و « وقت » اندكى به تكلف نزديك است و خود را بقهر و اختيار برانگيزاند . اما وجد كسى راست كه مسلوب الاختيار باشد و دل او از مرض به صحت آمده باشد ، لذا حركت او در وجد و سماع بىخودانه است و حتى گاه‌گاه بىخبرى او از جسم به جايى مىرسد كه اگر عضوى از وى برند او را آگهى نباشد تا آن‌كه به حال طبيعى باز گردد ، از اينجا است كه صاحبان وجد را در حال سماع ؛ حركات عجيب دست مىدهد . پنجم ذوق است و آن از نتايج تجلى و كشف است ، و تجلى يا نورى است و يا صورى ، اگر نورى باشد از ظهور ادراك معانى و ادراك معارف حاصل آيد ، و چون شخصى از آن باز آيد ؛ ذوقى و سرورى در او باشد . ولى تجلى صورى ظهور شاهد معانى و كشف و مشاهدهء آن است و برؤيت آن ؛ لذت چشيدن وصال آيد و از ديدن وصال آن ؛ شرب لازم آيد ، و اين شرب يا شراب طهور است - كه عوام مؤمنان و صوفيان راست - و يا شراب عشق است كه خواص عباد راست ، و يا شراب معرفت است كه خاص الخاص عباد راست ، به شرب شراب اوّلى تمنّاى وصال ، و به دومى ترك ماسوى و وصول ، و به سومى ترك همه لذات و معرفت حقيقت حق حاصل آيد ، و شرب هر كس به قدر حوصلهء او است . ششم تجلى است ، و آن كشف غطا و پوشش حق تعالى است كه بر بنده