محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
مقدمهء مترجم 38
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )
منظم و مرتب تقرير كرده است و سعيش اين بوده كه مطالب زياد را در قالبهايى كوتاه ولى رسا بيان نمايد . رواج تصوف : صاحب كتاب تاريخ ادبيات در ايران گويد : صوفيه در قرن هفتم و هشتم قوتى بسيار داشتند و تصوف توسعه و رواجى روز افزون مىپذيرفت . با همه كشتارها و نهبها و غارتها و ويرانىها و نابسامانى كه بر اثر حملهء تركان و مغولان در ايران قرن هفتم رخ داد ؛ تصوف به نحوى كه در اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم رايج بود ؛ از رواج نيفتاده و قوت خود را از دست نداده بود . البته تصور آنكه حملهء مغول وسيلهء تقويت تصوف و يا ترويج آن شده باشد خطا است ، زيرا هيچ حملهء مخرّب و مقرون به كشتار و وحشت و هيچ حادثهاى كه همراه با توحش و بربريت رخ داده باشد ؛ و هيچ ايلغار و هجوم وحشيانه نمىتواند وسيله ايجاد كمالات و ترويج معارف باشد ، بلكه همواره اينگونه حوادث انحطاط عقلى و اجتماعى را سبب مىگردد ، منتهى آثار آن از دو نسل بعد از تاريخ واقعه آغاز مىشود و به نسبت شدت و ضعف واقعه مدتى ادامه مىيابد . تصوف هم يك حركت عقلى آميخته با دين و ارشاد به طرف كمالات نفسانى بود و حكومت وحشيان ترك و تاتار و مغول نمىتوانست وسيلهاى براى ترويج و يا توسعهء عمقى آن باشد ، تنها ممكن است يأس و فقر و نوميدى و نابسامانى و دربدرى ؛ عدهاى از مردم را بخانقاهها كشانده و سربار مشايخ و پيشوايان تصوف كرده باشد ، و يقينا همين گروه وسيلهء مؤثرى براى انحطاط تصوف و عرفان گرديدند و آثار خود را در اواخر دورهء مغول و دورههاى بعد آشكار كردند ، مسلما رواج طريقهء « قلندريه » در اين عهد و افزايش فراوان شمار قلندران در ايران و كشورهاى مجاور و تشكيل دستههاى متعددى از آنان كه بين شهرها و مراكز مهم صوفيه در حركت بودهاند مولود همين انحطاط و نتيجه مستقيم مصايب اجتماعى بود .