محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

37

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

پس از آن از اسماء صفات و افعال و نسبت‌هاى بينى « 1 » از حقايق « 2 » متعلقات « 3 » آنها و مراتب « 4 » و مواطنشان « 5 » ؛ و تفاصيل آثار آنها از جهت تعلق و تخلق و تحقق « 6 » ؛ و آن‌چه كه بدانها از صفات و اسماء جزئى تعيّن مىيابد آشكار و روشن مىشود . و بازگشت تمامى اينها به دو امر است : يكى معرفت و شناخت دو ارتباط ؛ و دوم معرفت و شناخت آن‌چه كه امكان معرفت و شناختش هست و غير ممكن نمىباشد . 101 / 2 اگر گويى : مبادى را وقتى كه جز كاملان و عارفان بر اسرار ؛ آن هم از آن سوى پرده و حجاب آثار نمىشناسند و مسائل هم موقوف بر اينها است ؛ چگونه غير اين دو گروه آنها را مىدانند ؟ 102 / 2 گوييم : مسلما هر يك از آن مسائل از عارفى كه متحقق بدانها است فرا گرفته شده است ، يعنى كسى كه بدون مشقت و رنج ادراك آينهء آن مسائل شده تا آنكه طريق راست و درست برايش روشن گرديده است ، و اين يا به واسطه ( علم ) نظر و اقتضاى حكم حال و ذوق ( مكاشفه ) و مقام عارف آگاه حصول پيدا مىكند ؛ و يا به واسطه رسيدن و يافتن شنونده شاهراه حقيقت را در آن ( سخن عارف ) به سبب امرى كه آن را از حق متعال در وجود خويش مىيابد ، لذا نيازى به سبب خارجى - مانند قياسات و مقدمات و امثال اين دو از استدلالات و آگاهى دادنها - ندارد . 103 / 2 اگر گويى : هر علمى را ميزان و قانونى است كه بدان درست - يعنى آن‌چه كه بدان اختصاص دارد - از نادرستش جدا شده و امتياز مىيابد ، مانند منطق براى علوم نظرى و نحو براى عبارت كتابها و اخبار و عروض براى وزن اشعار و موسيقى براى آهنگها و سيم‌هاى ساز ، آيا براى اين علم ما چنين قوانينى هست ؟ چون گفته‌اند : آن تحت حكم موازين در نمىآيد .

--> ( 1 ) - يعنى امتيازات . ( 2 ) - يعنى از اسماء ذاتى و صفاتى و فعلى - مانند حضرات خمسه كه از نكاحات خمسه - آشكار و روشن مىشود . ( 3 ) - يعنى مبادى . ( 4 ) - حضرت شيخ قدس سره در تفسير فاتحه ( اعجاز البيان ) گويد : مرتبه عبارت است از حقيقت هر شئى ؛ نه از جهت تجردش ؛ بلكه از جهت معقوليت نسبت جامع آن‌كه بين آن حقيقت و بين وجودى كه حقيقت را ظهور داده مىباشد و حقايق تابع‌اند . ( 5 ) - يعنى محل‌هايى كه داراى مراتب حسّىاند ؛ مانند دنيا و آخرت و برزخ . ( 6 ) - از جهت تعلق يعنى نسبت به هر موجودى ، و از نظر تخلق يعنى نسبت به سالكان مهذب و صفا يافته ، و از جهت تحقق نسبت به كاملان متحقق .