محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
14
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )
عطا كن و او را در آخرت نصيبى نيست ( 200 - بقره ) مىباشد . 14 / 2 و از جهت عبور و آگاهيش به طلب امور اخروى - يعنى از ناحيهء نيروى عاقلهء نفس كه به نور شرع تابناك شده است - بطن دومى دارد كه زبانش : رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ ، يعنى : پروردگارا ما را در اين دنيا نعمتى بخش و در آخرت هم نعمتى بخش و از عذاب دوزخ نگاهماندار ( 201 - بقره ) و اين براى عموم اهل اسلام و ايمان است و آغاز مراتب احسانى است كه حضرت شيخ قدس سره در كتاب فكوك تفسير به فعلى كه شايسته است ، به آنچه كه شايسته است ، آن چنان كه شايسته است نموده و حكم به دخول تمام وصايا و نصايح ( سفارشات و اندرزها ) در احكام آن داده است . 15 / 2 و روح نيز - از جهت تعيّنش در عالم ارواح و لوح محفوظ - داراى بطن سومى است كه آن براى خواص از افراد آنان باز و گشوده مىگردد و زبان مرتبهاش پاسخ حارثه است ، يعنى هنگامى كه پيغمبر صلى الله عليه و آله از او پرسيد كه اى حارثه چگونه صبح كردى ؟ گفت : در حالى صبح كردم كه مؤمن حقم ، فرمود : هر حقى را حقيقتى است ، حقيقت ايمان تو چيست ؟ گفت : نفسم از دنيا بيزار شده ؛ تا جايى كه طلا و سنگ و كلوخ در نزدش مساوى است ، سپس گفت : گويى آشكارا به عرش رحمانى مىنگرم . . . تا پايان حديث « 1 » ، تا آن جا كه پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : راست گفتى ؛ بر اين حال ك دارى ثابت باش ، اين مرتبهء : پروردگارت را چنان پرستش كن كه گويى مشاهدهاش مىكنى « 2 » مىباشد . شيخ قدس سره در فكوك گويد : اين اواسط مراتب احسان است ، و پايان آن مشاهدهء بدون « گويى » است و زبان آن : پروردگارى را كه مشاهده نكنم پرستش نمىكنم « 3 » ، و : روشنى چشمم در نماز قرار داده شده « 4 » ، و : من گوش و چشم او مىشوم « 5 » است . 16 / 2 و سرّ الهى نيز كه عبارت از وجود مضاف به حقيقت انسانى از جهت ظهور عينى و خارجى آن در مراتب موجودات است - از حيث روح و مثال و حس - داراى بطن چهارمى
--> ( 1 ) - حديث در كتاب كافى - كتاب ايمان و كفر - باب حقيقت ايمان است . ( 2 ) - حديث نبوى صلى الله عليه و آله است . ( 3 ) - حديث علوى در نهج البلاغه در خطبهاى است كه به دعبل يمانى فرمود ( 4 ) - حديث نبوى صلى الله عليه و آله است . ( 5 ) - حديث قدسى و به نام حديث قرب نوافل است .