أبي المعالي القونوي ( مترجم : خواجوى )
مقدمه مصحح 9
مرآة العارفين ومظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين ( فارسى )
تحقيق در احوال و شخصيت و آثار قونوى وى ابو المعالى صدر الدين محمد بن اسحاق بن يوسف بن على قونوى ( 608 - 673 ) ملقب به شيخ كبير است . از علماى نامى و عرفاى عالى مقام و مشايخ بزرگ قونيه بوده ؛ پدرش در كودكى او وفات كرد و مادرش به ازدواج شيخ اكبر محيى الدين بن العربى درآمد ، بدين وسيله صدر الدين نيز در تحت تربيت ناپدرى و ديگر از بزرگان عرفان درآمد و در كنار سلوك و رياضت به كسب علوم ظاهرى هم پرداخت و در اندك زمانى جامع فقه و حديث و علوم ظاهرى و عقلى و نقلى گرديد ؛ بهطورى كه در تمام آنها وحيد عصر و مرجع استفاده علماى ظاهر و استفاضه بزرگان وقت بوده است : قطب الدين شيرازى از شاگردان وى بوده ، حضرت شيخ با سعد الدين حموى ملاقات و رابطه محبت و و داد با يكديگر داشتهاند . وى با خواجه نصير الدين طوسى در مسايل حكمت مكاتبات فراوانى داشته و مورد تمجيد خواجه بوده است . با مولاناى روم نيز كمال يگانگى را داشته و وظايف تجليل و احترام تمام در حق يكديگر معمول مىداشتهاند . شمس الدين احمد افلاكى در كتاب مناقب العارفين آورده كه : حضرت چلبى حسام الدين از خداوندگار ما ( حضرت مولانا ) پرسيده بود كه نماز شما را كه بگزارد ؟ فرمود كه خدمت شيخ صدر الدين اولى است ؛ چه تمامت اكابر علما و قضات را طمعى بود كه نماز كنند ، ميسرشان نشد و آن عنايت ، خاصه آن يگانه گشت . باز گويد : بزرگى را عزاى عظيم واقع شده بود و كافه افاضل و شيوخ كبار و امراى مختار آن جايگاه حاضر آمده بودند . تا وقت نماز شام حضرت مولانا در معانى و دقايق گرم شده بود . به اتفاق تمام التماس نمودند كه خداوندگار امامتى كند ، فرمود كه ما مردم ابداليم ، به هر جايى كه باشد مىنشينيم و برمىخيزيم ، امامتى را ارباب تصوف و تمكن لايقاند . خدمت شيخ صدر الدين رحمه الله را اشارت كرد تا امام جماعت شد و به دو اقتدا كرده و فرمود : من صلى خلف امام تقى فكأنما صلى خلف نبى . شيخ نور الدين پدر كمال خرساف رحمه الله كه از معتبران اعيان بود روايت كند : در اول حال كه مريد شيخ صدر الدين شده بودم ، ذكر شنيده و به خدمت آن بزرگ تردد مىنمودم . سنت شيخ چنان بود كه بعد از نماز جمعه تمام علما و فقرا و امرا ، بر