أبي المعالي القونوي ( مترجم : خواجوى )
21
مرآة العارفين ومظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين ( فارسى )
آن بخشى كه مشترك بين حق و بنده است مقام مطلع و موطن اعرافيان است كه حقتعالى متصف به صفات بنده و بنده متصف به صفات حق مىشود اما بخشى كه تعلق به حقتعالى و بنده - با هم - دارد ، حقيقت انسانى ناميده مىشود : آن مرتبه اهل كمال و مقام مطلع 22 ، و منزلت و مقام آگاهى بر كرانها و موطن اعرافيان است و آن جايگاه مردانى خاص است ، چنانكه خداوند مىفرمايد : « وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ - بر اعراف مردانى هستند كه همه را به چهرههايشان مىشناسند - اعراف / 46 » چون آنان بر همگان احاطه دارند ، و ايشان را ذاتا كمال مطلق و جمال و جلال است و صاحبان اين موطن ، همان عارفان موحد و يكتاپرستاند . چون اين گفته آمد : بدان ! - كه خداى داناست - در اين برزخ حقتعالى به صفات بنده ، از خنده و ابتهاج و خوشحالى و استهزا ، و بنده به صفات حق : چون حيات و علم و اراده و قدرت و سمع و بصر و كلام و زنده كردن و ميرانيدن و گستردن و گرفتهشدن و تصرف در موجودات و غير اينها ، متصف مىشود . مقام منازله اين برزخ ، مرتبه تنزل ربانى است ، تا « رب » 23 در آن به صفت عبدانى ناميده شود ، و مرتبه بر شدن و ارتقاى عبدانى است تا در آن ، بنده به صفات ربانى ناميده گردد ، بنابراين اين همان « عماء » 24 است كه در حديث مشهور