شمس الدين محمد اسيرى لاهيجى
مقدمه 11
اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود ( فارسى )
سال 900 ه ق يعنى زمان حيات لاهيجى است . اين بيتها در وسط ترنجى كه طلاپوش است با سفيداب نگاشته شده است « 1 » . مضمون ابيات فوق نشان دهندهء اين است كه اسيرى حتى در روزگار حيات نيز مقامى برجسته داشته ، و از نظر طى مقامات عرفانى و سير و سلوك شاخص بوده است . تقى اوحدى صاحب تذكره « عرفات العاشقين » در كتاب خود از وى چنين ياد كرده است : « شيخ محمد لاهيجى اسيرى از فضلاى نامدار و علماى كامگار ، زبدهء عارفان مدقق ، خلاصهء كاملان محقق ، حاوى فحاوى حالات ، جامع مجامع كمالات است . فضايل و معارف صورى و معنوى ، حقيقى و مجازى را مالك و صاحب است ، طبعش در نظم و نثر ممتاز . . . » همچنين رضا قلى خان هدايت در كتب خود - « رياض العارفين » و « اصول الفصول فى حصول الوصول » - اسيرى را بسيار ستوده است و مقام عرفانى او را ارج نهاده است . از جمله در كتاب « اصول الفصول » به هنگام بحث دربارهء فرقهء نوربخشيه ، اسيرى را يكى از مشايخ بزرگ آنها به شمار آورده است . ليكن بيش از همه مؤلفين ، قاضى نور اللّه شوشترى در كتاب « مجالس المؤمنين » به توصيف شخصيت لاهيجى پرداخته و از جمله گويد : « اگر جميع سلسلهء نوربخشيه بلكه تمام سلسلهء عليهء همدانيه بلكه كافهء سلاسل صوفيه به وجود او افتخار كنند مىگنجد . » همچنين گفته است : « به تواتر رسيده كه حضرت سيد سند مير صدر الدين شيرازى و علامه دوانى در بعضى از مقامات ركاب ولايت انتساب شيخ را از روى تعظيم گرفته سوار ساختهاند و از بعضى ثقات شنيده شده كه هرگاه خدمت علامهء دوانى به زيارت جناب شيخ مىرفته چون نعلين شيخ را بر آستان خانه مىديد اول آنها را برداشته به چشم و روى خود مىماليد و بعد از آن متوجه سلام شيخ مىگرديد و با آن جناب طريقهء صحبت مىورزيد و قاضى مير حسين يزدى در بعضى كتابات كه به
--> ( 1 ) - مفاتيح الاعجاز فى شرح گلشن راز ، نسخهء خطى كتابخانهء مجلس به شمارهء 1117 .