محمد رياض
41
احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى )
خلاف كردى واينطور نشستى ؟ سيد جواب داد : « هركه رو بشما كند بىشك پشتش بقبله خواهد بود » . تيمور سپس گفت : شنيدهام كه براي بدست آوردن قدرت وحكومت كوشا ميباشى ؟ سيد جواب داد : من بهر دو جهان اعتنائى ندارم . همهء مال دنيا بر من عرضه كرده شد ولى از پذيرفتن آن خوددارى كردهام ومقصودم فقط رضاى خداوندى است . دربارهء سلطنت شبى در خواب ديدم كه سگ لنگى آمد وآن را در ربود . الدنيا جيفة وطالبها كلاب . ما روى به آخرت آورديم دنيا را طالب نيستيم . خاطر جمعدار » مؤلف ميفرمايد كه تيمور گفت كه در آن ناحية أقامت داشته باشد . على همداني خواستهء تيمور را نپذيرفت وفرمود « از جانب حق جل وعلى مامورم كه به كشمير بروم وأهل آن ديار را باسلام دلالت كنم شايد كه مشرف باسلام گردند » . مؤلف تذكرهء مجالس العشاق « 119 » براي هركس داستانى آورده وچيزهاى باور نكردنى نوشته كه چندان اعتباري ندارد . دربارهء على همداني هم مينويسد كه بحسن ظاهري علاقة داشته وبيكى از امرا وعزيزان أمير تيمور بنام أمير « برلاس » تعلق خاطر پيدا كرده است . چون سيد بأمير ملاقاة نمود ، أمير پرسيد : چرا اين عمامهء سياه را برسر ميبندى ؟ سيد جواب داد : چون نفس را كشتهام ومثل تو به ظاهر أشياء علاقة ندارم . ( همين مطلب را مولف تذكرهء صحف إبراهيم عينا از روى اين كتاب نقل كرده است ) غرض ، اين قول سيد بر تيمور گران آمد ولى بر اثر نفوذ على همداني - نميتوانست أو را گزندى برساند . البتة سيد وهم ياران أو را دستور ترك وطن داد ودر صورت عدم اجراى آن تهديد به قتل نمود . در تحايف الأبرار جلد أول اين تهديد را چنين مينويسد : « تيمور گفت : از قلمرو ما بيرون رو وبه موجب جناب سيادت پناه در آن ولايت خوردن و
--> ( 119 ) - ص 116 ، اين كتاب در سال 908 ه تاليف شده ومنسوب است به سلطان حسين بن منصور بن عمر شيخ بن تيمور گوركان . ولى بقول ظهير الدين بابر ( م 937 ه ) اين كتاب « بسيار سست وأكثر دروغ بيمزه » تاليف كمال الدين گازر گاهى ميباشد - ر - ك از سعدى تا جامى ، ص 638 - 639 -