محمد رياض

14

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى )

پست مذكور را در خانقاه انجام ميداد أو كفش‌ها را در پيش صاحبان كفش مىنهاد تا به سهولت بپوشند ، وعلاوة بر خدمت مذكور به دستور شيخ ذكر مىگفت . مجاهدات أو تا يك سال در آنجا ذكر گفت ولى حضور نيافت . روزى از روى يأس وافسردگى به شيخ گفت كه كار كناسى باو بدهند وكناس را بجاى أو براي « ذكر » بنشانند . شيخ از روى فراست ميدانست كه سيد بچه علت اينطور ميگويد . شيخ جواب داد : « كناس مبرز خانقاه را پاك مىسازد وتو نفس خود را نميتوانى پاك ساخت ؟ برو در خلوت وهمت بلنددار تا برآيد كار » « 48 » سيد دوباره وارد ذكر وخلوت شد وبا همت بلند خود وراهنمائى شيخ كامل كم‌كم لذت « حضور » را حس ميكرد . چندى بعد أو در ذكر اين‌قدر مستغرق شد كه طاقت ذكر شنيدن نداشت پس شيخ بديگران دستور داد كه در نزديكى سيد « ذكر » را بآواز بلند نگويند زيرا كه خوف « ازهاق » روح أو بود . « 49 » شيخ محمود تا سه ماه ديگر سيد را مورد آزمايش سخت قرار داد . درين مدت طعام باو خيلى كم وبراي رمق جان ميدادند واين ابتلا را سيد « چاء زندان » مينامد وميگويد درين مدت زنجيرها برپايش بود . اين آزمايش

--> ( 48 ) - خ - م ( با ) برگ - چنانكه خواهيم ديد شيخ محمود چندى بعد على همداني را برين كار گمارده است . جالب است كه مؤسس سلسلهء كبرويه ( نجم الدين كبرى مقتول 618 ه ) هم يكى از مريدان برجستهء خودش يعنى شيخ بغدادي خوارزمي ( مقتول 613 ه ) را به كارى پست گمارده ، ولى چون شيخ بغدادي طبعى بسيار حساس ولطيف داشت از انجام آن كار پست منفعل ميگرديد وبوساطت مادرش حضور نجم الدين كبرى التماس رساند كه خدمت ديگرى باو تفويض كنند . شيخ در جواب مادرش فرمود : « اين سخن از تو عجب است كه علم طبع‌دانى ، اگر پسر ترا شب صفراوى زحمت دهد من دارو به غلام ترك دهم پسر تو صحت نيابد » اين قول شيخ كبرى حكمت أو امر شيوخ را نشان ميدهد ر - ك : تحقيق در أحوال وآثار نجم الدين كبرى اويسى ، ص 78 - 79 . ( 49 ) - خ - م ( با برگ 12 .