محمد رياض
56
احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى )
خود را ( كه لباس كافرانه بود ) ترك كرد ولباس پادشاهان اسلامى ميپوشيد . صنعت شال بافى كشمير رو به انحطاط بود وطبق فرمايش سيد سلطان شهاب الدين وسپس قطب الدين اين صنعت را احياء وصناعان را تشويق نمودند - بسيارى از كارهاى رفاهى ( مثلا بناى چاهها ومدارس وخانقاهها وراهها وغيره ) تحت راهبرى على همداني انجام شد « 1 » . على همداني براي كسب اكل حلال بكلاه بافى اشتغال ميورزيد ومىگويند اين كار را از روى كرامت ياد گرفته بود . روزى يكى از كلاههاى بافتهء خود را به سلطان قطب الدين اعطاء كرد وقطب الدين ابن كلاه را زير تاج خود ميپوشيد وجانشينان أو هم اين تبرك را كماكان نگاه ميداشتند . زيادة از صد وچهل سال اين كلاه على همداني بعنوان تبرك نگهدارى وزير تاج پادشاهان پوشيده ميشد ولى سلطان فتح شاه ( م 925 ه ) وصيت كرد كه اين كلاه متبرك را با نعش أو دفن كنند تا بوسيلة ميامن آن شدايد عالم برزخ وحشر بر وى آسان گردد « 2 » واين وصيت عملي گرديد . يكى از بزرگان بنام مولانا محمد آنى اين عمل را براي سلطنت سلسلهء « شاهميرى » بفال بد تلقى كرد وگفت : « دولت وسلطنت از خاندان شمس الدين منتقل بسلسلهء ديگر شود » وهمانطور شد « 3 » مىگويند از بدو دفن كلاه سيد سلالهء شاهميرى رو به انحطاط ودر سال 962 ه ( 37 سال بعد ) مردى بنام « غازي چك » بروى كار آمد وبخاتمه دادن سلسلهء شاهميرى ، سلسلهء « چك » را تشكيل داد . اين سلسله فقط 23 سال ( تا 994 ) ادامه يافت وبوسيلهء أكبر شاه بزرگ از امپراتوران تيمورى شبه قاره ( 963 - 1014 ه ) خاتمه پذيرفت . روابط سادات وغير سادات در شبه قارهء هند وپاكستان اكنون هم سادات وغير سادات بالعموم روابط خويشاندى درست نميكنند ، ولى على همداني در ناحيهء كشمير اين روابط
--> ( 1 ) - كشير 1 ، ص 94 ، ج 2 ، ص 563 . ( 2 ) - أيضا تاريخ حسن 2 ، ص 176 . ( 3 ) - تاريخ كشمير ( خطى ) تاليف نار اين كول ، برگ 100 .