عبيد الله بن عبد الله ابن خرداذبه ( مترجم : سعيد خاكرند )

50

المسالك و الممالك ( فارسى )

پادشاهان هند و مردم آن زنا را مباح و شرابخوارى را حرام مىدانند ، مگر پادشاه قمار 347 كه وى زنا و شرابخوارى را حرام مى - داند ؛ و براى پادشاه سرنديب شراب از عراق حمل مىكند و او مىنوشد ؛ و پادشاهان هند دوست دارند كه بر طول قامت فيل افزوده گردد زيرا طلاى زيادترى بر بهاى آن اضافه مىشود و بلندترين آنها نه ذراع است اما غبغب ( خرطوم ) آنها ده ذراع و يازده ذراع است ؛ و بزرگترين پادشاه هند بلهرا لقب دارد كه به معناى شاه شاهان است و نقش انگشترى وى « من ودّك لامر ولّى مع انقطاعه » باشد ، او در كمكم در سرزمين ساج مستقر است و پس از وى پادشاه طافن و پس از او جابه و پس از او پادشاه جرز كه داراى درهم طاطريه است ، و پس از او غابه ، و پس از او رهمى كه بين او و آنها فاصله يك سال راه است ؛ و گفته‌اند كه وى داراى پنجاه هزار فيل و پيراهنهاى پنبه‌اى مخملى و عود هندى است . بعد از او پادشاه قامرون كه سرزمين وى به چين متصل است و در اين سرزمين طلاى فراوان و كرگدن يافت مىشود و كرگدن چهارپائى است با يك شاخ در پيشانى ، به طول يك ذراغ و ضخامت مچ دو دست ؛ و نقشى دارد كه از اول شاخ تا آخر آن ادامه مىيابد كه اگر شاخ شكافته شود ، آن نقش سفيد در سياه مىنمايد ، همانند سيج در عكس انسان يا چهارپا و يا ماهى و طاوس و يا در چيز ديگر از پرندگان ؛ و مردم چين از آن به عنوان شيپور و پيام‌رسانى از منطقه‌اى به منطقهء ديگر استفاده مىكنند و بهاى آن بين سيصد تا سه هزار الى چهار هزار دينار است ؛ و گوشهاى تمام اين پادشاهان سوراخ است . پادشاه زابج مهراج ناميده مىشود و در سرزمين او جزيره‌اى به نام برطايل وجود دارد كه هر شب صداى طبل و موسيقى از آن مىآيد و دريانوردان گويند كه دجال در آنجاست ؛ از دريا اسبهائى بيرون مىآيد كه همانند اسبهاى ما داراى يال هستند و آن را بر زمين مى - كشند ؛ و براى مهراج روزانه بالغ بر دويست من طلا به عنوان ماليات جمع‌آورى مىشود كه شمشى از آن را برمىدارد و بقيه را در آب