عبيد الله بن عبد الله ابن خرداذبه ( مترجم : سعيد خاكرند )
138
المسالك و الممالك ( فارسى )
عمر آن بيش از هزار و ششصد سال است . در دژ شمر يرعش بن ناشر أنعم كتابى به زبان حميرى پيدا شد كه در آن نوشته بود ؛ اين بنائى است كه شمر يرعش به همكارى آقاى خويش شمس ، بنا كرد و بر دروازه شهر ظفار نوشتهاى بود كه : لمن ملك ظفار ، لحمير الاخيار * لمن ملك ظفار لحبشة الاشرار لمن ملك ظفار ، لفارس الاحرار * لمن ملك ظفار ، لقريش التجار لمن ملك ظفار * لحمير يحار كه معنى آن به ملك ظفار به حمير باز مىگردد ، حبشه بر يمن غالب شده بود و چهار پادشاه از ايشان به مدت هفتاد و دو سال بر آن سامان حكمرانى كردند . راه از مسجد سعد تا بصره تا بارق ، سپس تا قلع و پس از آن تا سلمان ، شاعر گويد : ميت بردمان و ميت سبحان * و ميت عند غزات . سپس تا أقر و از آنجا تا أخاديد ، آنگاه تا عين صيد و پس از آن تا عين جمل و از عين جمل تا بصرة . راه بصره تا مكه از بصره تا منجشانيه ، سپس تا حفير و پس از آن تا رحيل از آنجا تا شبحى و از شبحى تا خرجاء ، سپس تا حفر و بعد تا ماويه ، از آن محل تا ذات العشر و بعد ينسوعه ، پس از آن تا سينه و نباج ، از آنجا تا عوسجة و از عوسجه تا قريتين و پس از آن تا رامة ، يزيد بن مفرغ حميرى گويد : أصرمت حبلك من أمامه * من بعد أيام برامه سپس تا امرة ، پس از آن تا طخفه ، جرير گويد : و قد جعلت يوما بطخفة خيلنا * لآل أبى قابوس يوما منكرا سپس تا ضريه و بعد تا جديله و پس از آن تا فلجه از آنجا تا دفينه پس از آن تا قبا و از قبا تا مران ، سپس تا وجرة و أطاس ، پس از آن تا ذات عرق و از ذات عرق تا بستان بنى عامر ، از آنجا تا مكه و هر كس