السيد مرتضى العسكري

278

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )

بيان بطلان روايت : زينب دختر عمه پيامبر بود ، حكم حجاب هم پس از ازدواج پيامبر با زينب آمد ، آن حضرت او را پيش از ازدواج با زيد بارها و بارها ديده بود ، پس هر كه چنين چيزى گفته ، بر رسول خدا افترا بسته است . خبر صحيح آن است كه از كتابهاى سيره مىآوريم : زيد بن حارثه كيست بخشى از سرگذشت زيد بن حارثه كلبى چنين است : زيد در دوره جاهليت به اسارت در آمد و در برخى بازارهاى عرب به فروش رفت و براى خديجه خريدارى شد . خديجه ، پيش از بعثت ، او را كه هشت‌ساله بود به پيامبر بخشيد ، او نزد پيامبر بزرگ شد . خبر او به خويشاوندانش رسيد ، پدر و عمويش براى آزاد كردن او به مكه آمدند و بر پيامبر وارد شده و گفتند : اى فرزند عبد المطلب ، واى زاده هاشم ، اى كسى كه فرزند آقاى قوم خود هستى ، ما براى بردن فرزندمان نزد تو آمده‌ايم ، بر ما منت بگذار و در فدا گرفتن در حق ما نيكى كن ! پيامبر فرمود : چه كسى را مىگوئيد ؟ گفتند : زيد بن حارثه را ، فرمود : چرا روش ديگرى را پيش نگيريم ؟ گفتند : چه كنيم ؟ فرمود : او را صدا بزنيد و به اختيار خودش بگذاريد ، اگر شما را برگزيد از آن شما باشد ، و اگر مرا برگزيد ، به خدا سوگند ! من آنى نيستم تا ديگرى را بر كسى كه مرا برگزيده ترجيح دهم ، گفتند : به راستى كه از مرز انصاف هم فراتر رفتى و بر ما بخشودى و نيكوئى نمودى ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم زيد را فرا خواند و فرمود : اينان را مىشناسى ؟ گفت : آرى ، اين پدرم و آن هم عمويم مىباشند ، فرمود : من نيز همانم كه شناخته‌اى و مصاحبتم را ديده‌اى ، هر يك از ما را مىخواهى انتخاب كن . زيد گفت : من آنان را نمىخواهم ، من آنى نيستم كه ديگرى را بر تو گزينش كنم ! تو براى من هم پدر و هم عمو هستى ، گفتند : واى بر تو اى زيد ! آيا بردگى را بر آزادى و بر پدر و خويشاوندانت ترجيح مىدهى ؟ گفت : آرى ، من از اين مرد چيزى ديده‌ام كه هيچ‌گاه كسى را بر او ترجيح نمىدهم ، رسول خدا كه چنين ديد او را به سوى حجر - در بيت اللّه - برد و فرمود : اى كسانى كه در اينجا حاضريد ! گواه باشيد كه زيد پسر من است ، او از من ارث