السيد مرتضى العسكري

263

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )

زيبائىاش او را به شگفت آورد ، زن كه سايه‌اش را ديد ، خود را با موهايش پوشانيد ، و اين بر شگفتى و اعجاب وى افزود ، او كه پيش از اين شوهرش را در سمت فرماندهى با برخى سپاهيانش به بيرون فرستاده بود ، براى او نوشت به سوى مكان چنين و چنان حركت نمايد ، مكانى كه اگر به سوى آن مىرفت بازگشتى نداشت ، او دستور را انجام داد و كشته شد . وى نيز زن را خواستگارى و با او ازدواج كرد . « 1 » 3 - روايت يزيد رقاشى از انس بن مالك طبرى و سيوطى در تفسير آيات به سند خودشان از يزيد رقاشى از انس بن مالك روايتى آورده‌اند كه فشرده آن چنين است : يزيد رقاشى مىگويد ، از انس بن مالك شنيدم كه مىگفت : از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم شنيدم كه مىفرمود : داود عليه السّلام هنگامى كه آن زن را ديد بنى اسرائيل را به جنگ فرستاد ، و به فرمانده سپاه سفارش كرد : هرگاه به دشمن رسيديد فلانى [ اوريا ] بايد پيش روى تابوت شمشير بزند ، تابوت را در آن زمان براى پيروزى مىبردند ، و هر كه پيشاروى تابوت مىرفت ، بازنمىگشت تا كشته شود يا دشمن از او بگريزد ، او كشته شد و داود با آن زن ازدواج كرد ، و آن دو فرشته بر داود عليه السّلام فرود آمدند ، او به سجده افتاد و چهل روز در اين حال بود تا از سرشك ديده‌اش سبزه روئيد ، و زمين صورتش را خورد ، او در سجده‌اش مىگفت : پروردگار من ! داود لغزشى كرد كه از فاصله مشرق و مغرب دور تر است ، خداى من ! اگر به ناتوانى داود رحم نكنى و خطايش را نبخشى ، گناه او سخن مردمان پس از وى مىگردد ، جبرئيل عليه السّلام پس از چهل روز آمد و گفت : اى داود ! خداوند بر تو بخشود ، داود گفت : من ميدانم كه خدا عادل است و ذره‌اى از عدل منحرف نمىشود ، اگر فلانى [ اوريا ] روز قيامت بيايد و بگويد : اى پروردگار من ! خون من به گردن داود است ، چه كنم ؟ جبرئيل گفت : من از پروردگارت در اين باره سؤال نكرده‌ام ، اگر بخواهى چنان كنم ،

--> ( 1 ) - تفسير طبرى ج 23 ص 96 چاپ دار المعرفه بيروت . سيوطى ج 5 ص 148 عبارت از طبرى است .