السيد مرتضى العسكري
230
عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )
زمان كامل شد ، « بوارد » پسرش « خنوخ » [ ادريس ] را وصى خود قرار داد و وصيت پدرش را در اختيار او گذاشت ، و علومى را كه نزدش بود به وى آموخت و مصحف سرّ را به دو سپرد و . . . يعقوبى اخبار اوصياء را سلسله وار و با شرحى بيش از طبرى و ابن اثير آورده ، او اخبار ديگرى را نيز درباره وصيّت آورده كه - براى مثال - مىگويد : به هنگام وفات آدم فرزندش شيث و فرزندان و نوههايش نزد وى آمدند ، او بر آنان درود فرستاد و از خدا برايشان بركت و فزونى خواست و شيث را وصىّ خود قرار داد . و گفته است : بعد از مرگ آدم ، فرزندش شيث به پا خاست و قوم خود را به تقواى الهى و عمل صالح فرمان مىداد . . . تا آنجا كه مىگويد : هنگام وفات شيث فرزندان و نوههاى او كه در آن روز ، انوش و قينان و مهلائيل و يرد و اخنوخ بودند و زنان و فرزندان آنان نزد او آمدند ، شيث بر آنان درود فرستاد و از خداى برايشان بركت و فزونى خواست ، و به آنان رو كرد و سوگندشان داد كه . . . با اولاد قابيل ملعون آميزش نكنند ، و فرزند خود انوش را وصىّ خويش قرار داد . يعقوبى بدين گونه اخبار وصيّت را سلسله وار ، همراه با ذكر وقايع روزگار آنان مىآورد تا به خبر وصيّت نوح مىرسد و مىگويد : هنگام وفات نوح ، هر سه فرزند وى : سام و حام و يافث ، و فرزندان ايشان نزد او جمع شدند ، سپس به شرح وصيّت نوح به سام پرداخته است . او همچنين تسلسل اخبار اوصياء ، - هر وصىّ بعد از نبى - را تا آخر انبياى بنى اسرائيل و اوصياى ايشان آورده است كه ما تا اينجا به همان فشردهاى كه آورديم بسنده مىكنيم . در زمان نوح عليه السّلام عبادت بتها در ميان فرزندان قابيل گسترش يافت . ادريس فرزند خود متوشلخ را وصى خود قرار داد ، زيرا خداوند به او وحى فرستاد كه وصيّت را در فرزندت متوشلخ قرار ده كه من به زودى از صلب او نبىّ پسنديدهكردارى را بيرون خواهم آورد . خداوند ادريس عليه السّلام را به سوى خود بالا برد و بعد از آن وحى منقطع گرديد و اختلاف و تنازع پديدار و فزونى گرفت ، و ابليس شايع كرد كه وى مرده است ، زيرا