السيد مرتضى العسكري
110
عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )
12 - رشد : درستى و سداد و دورى از گمراهى و ضلالت . 13 - سفيه : جاهل در دين يا سبكسر و بىعقل . 14 - شطط : افراط و زياده روى در دورى از حق ، عَلَى اللَّهِ شَطَطاً ، يعنى : در گفتن سخنان دور از حق و نسبتهاى ظالمانه به خدا ، زياده روى مىكرديم . 15 - يعوذون : پناه مىبرند ، يعوذ به يعنى : به او پناه مىبرد و خود را به او مىچسباند . 16 - رهقا : طغيانا و سفها ، " زاد و هم رهقا " ، يعنى : بر طغيان و سفاهت و ذلت ايشان افزود . 17 - دابّة الأرض : جنبنده زمين ، دابّه نامى است براى همه حيوانات ، نر يا ماده ، عاقل يا غير عاقل ، لكن بيشتر درباره غير عاقل به كار برده شده است . مراد از " دابّة الارض " در اينجا ، موريانه است كه چوب را مىخورد . 18 - منساته : عصاى او ، عرب به چوبى كه با آن چهار پايان را مىراند منسأة گويد . 19 - غيب : غير محسوس ، چيزى كه در حواس نگنجد و از دسترس حس دور يا مستور باشد ، مانند : خداى خالق و پروردگار پرورشگر كه انسان با عقل خود و از راه تدبّر و دقت در اسباب و مسبّبات ، به وجود او پى مىبرد و او را مىشناسد ، نه از راه حواس كه : ديدهها او را در نيابند . ذات بىمثالش از دسترس حس دور و حواس از درك او عاجزند . و نيز ، آنچه پوشيده و مستور است مانند : حوادثى كه در آينده به وجود مىآيد ، يا هم اكنون هست ولى از ما دور است و از حواس ما مستور ، يا هر چه به وسيله اخبار پيامبران به ما مىرسد ، از هر دو نوع : غيب دست نايافتنى و دور از طور حواس ، و غيب مستور از حيث زمان و مكان يا خبرهائى كه از مردم در مكانهاى دور به ما مىرسد ، همه از ما غايباند و مستور . 20 - رجوم : جمع رجم و رجم ، يعنى : وسيله راندن و طرد كردن . 21 - زخرف : زينت ، زخرف القول : آراستن سخن با دروغ . 22 - يوحى : يوسوس ، ايحاء در اينجا يعنى : وسوسه كردن . 23 - غرور : فريب و به طمع انداختن از راه باطل . 24 - يقترف و مقترفون : يقترف الحسنة او السيئة ، يعنى : كسب مىكند نيكى يا بدى