مصطفى بن محمد هادى خوئى
81
شرح دعاى صباح ( فارسى )
رفتند و مانند ليل مظلم ، رها و سر داده شدند و اثرى از آنها باقى نماند ، و چون قطع ليل مظلم و شب منحوس مدلهم ، مسرّح و يله گشتند ، جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً . « 1 » بلى ، ظهور صبح صبيح الوجه نورانى متبلّج مستلزم رها شدن و رفتن شب تاريك ظلمانى متلجلج است . چه خوب گفتهاند : سواد زلف تو تفسير جاعل الظلمات * بياض روى تو تبيان فالق الإصباح أطفىء السّراج فقد طلع الصبح . فايدة و اگر از اول يعنى از لسان حضرت أبو البشر - عليه السّلام - اراده شود ، چنانچه اشاره به آن شد ، از ثانى مراد ابليس پر تلبيس و اهرمن ملعون است كه مانند شب سياه ، راه حق را و جادّهء صواب را به تاريكيهاى هوا و هوس و آراء مختلفه ، تيره و ظلمانى ساخته و به وسوسههاى باطل و القاء شبهات سر در گم و پريشانى و سخنهاى غير مبيّن « 2 » و آشفتهگويى و وسواس ، مردم و ناس را راهزنى نموده و به غياهب حيل و القاء افكار باطله و پر پوچ سخنهاى مزخرفه عالم را تيره و تار نموده ، كه به محض وجود حضرت آدم - عليه السّلام - كه به منزلهء زبان كائنات بود ، آن ملعون زايل و باطل شد و شدت و صولت اهرمنان بر طرف گرديد . تبصره در بعضى از نسخهها چنين واقع است : « و سرّح قطع اللّيل المظلم المدلهمّ
--> ( 1 ) الإسراء : 81 . ( 2 ) ع : غير متين .