مصطفى بن محمد هادى خوئى
67
شرح دعاى صباح ( فارسى )
عن ذلك علوا كبيرا . [ 1 ] لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيءٌ وَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ . « 1 » و چنانچه اسماء الله توقيفى است پيش محقّقان ، توصيف و تعريف و اثبات و اسناد بعضى از چيزها به آن جناب - جلّ جلاله - ايضا توقيفى است ، هر چند كه عند التحقيق معنى صحيح و خالى از عيب باشد . و ايضا نكته در وضع ظاهر موضع ضمير ، بنابراين معنايى كه لغويّين از براى « دلع » بيان كردهاند ، مراعات ظاهر شرع و عدم لغزش اوهام عوام بلكه خواص است ، و عدم گمراهى و ضلالت عقول ناقصه و نفوس ضعيفه است . و حكيم بايد به كلامى متكلم نباشد كه موجب هدايت بعضى و ضلالت بعضى شود ، و كلام هدايت انجام آن كلامى باشد كه اهل ظاهر و اهل باطن و خواصّ و عوام و عالم و عامى ، همه به قدر استعداد و قابليّت خود از آن منتفع شوند و محظوظ و بهرهاندوز شوند ، و از اين جهت است كه از اهل بيت عصمت - عليهم السّلام - وارد شده است كه : « نحن لا نتكلّم بكلمة الاّ و لها سبعون وجها » « 2 » آرى غير از اين نيست كه توسّع در وجود متكلّم موجب وسعت در كلام اوست و بزرگى و تبحّر در ناطق باعث بزرگى و بسط در منطوق مىشود ، چه خوب گفتهاند : مطرب عشق عجب ساز و نوايى دارد * نقش هر نغمه كه زد راه به جايى دارد دل نشان شد سخنم تا تو قبولش كردى * آرى آرى سخن عشق نشانى دارد در ره عشق نشد كس به يقين محرم راز * هر كسى بر حسب خويش گمانى دارد اما بايد برادران دينى و اخلاّى يقينى در فهم و تدبّر اين كلمات كه به مذاق اهل ذوق نوشته شد ، شتاب و عجله نكنند كه تحرير و كتاب را دلالت بر اعتقاد و عقيدت نيست ، « و لا عبرة بالقرطاس » قاعدهء مسلّمه است ، و حقير هر چند كه در نوشتن اين سخنان طريقهء شتاب و استعجال را مسلوك داشتم ، و ليكن التماس از
--> [ 1 ] آيهء قرآن با مضمون فوق عبارت است از آيهء 143 از سورهء اسراء : سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوّاً كَبيراً . ( 1 ) الشورى : 11 . ( 2 ) بحار الانوار ، ج 47 - ص 120 . ( با تفاوت ) .