مصطفى بن محمد هادى خوئى

43

شرح دعاى صباح ( فارسى )

و از بعضى مشايخ جليل القدر ، حقير شنيدم كه روايت كردند كه در احاديث عامّه مروى است كه شبى از شبها حضرت امير المؤمنين - عليه السّلام - قهرمان سماوات و ارضين ، مقرّب درگاه خداوند جليل ، معلّم ملائكه و استاد جبرئيل ، جناب امير المؤمنين - صلوات اللّه و سلامه عليه و على اولاده الطاهرين - به خدمت مقدّس مصداق « لولاك لما خلقت الأفلاك » « 1 » ، باعث ايجاد جزء و كل ، مفخر انبياء و رسل ، حضرت خاتم الانبياء - صلى اللّه عليه و آله و سلّم - مشرّف شد . آن حضرت آن جناب را مانند جان در آغوش گرفتند و با او تا نصف شب مشغول نجوى و راز گفتن شد و آن جناب مستمع بود و بعد از مضىّ « 2 » نصف اوّل ، جناب امير المؤمنين - عليه السّلام - مشغول اظهار مطالب و اسرار بودند تا آخر شب . و چون صبح شد و فريضهء آن را ادا كردند ، عايشه از پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - استفسار كرد كه : از اوّل شب تا نصف شب با على چه مىگفتى و به او چه القا مىفرمودى و بعد از آن تا صبح على با تو چه نجوى و راز داشت و به سمع شريف چه القا مىكرد ؟ جناب پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمودند كه : اى عايشه ! به آن خدايى كه جان من ، كه محمّدم ، در يد قدرت اوست ، كه من وقايع و حوادث و احكام و شريعت ماضيه را از اول ايجاد دنيا تا حالا به حضرت على - عليه السّلام - القا نمودم و همه را به آن حضرت تعليم كردم ، و از نصف شب تا صبح حضرت على جميع وقايع و حوادث آينده را به من تعليم كرد و بيان فرمود . و در بعضى از روايات ايشان چنين وارد است كه من از اوّل دنيا تا خاتم دنيا به او وقايع و حوادث و شدنيها را گفتم و او از اول قيامت و آنچه بعد ، واقع و حادث مىشود به من گفت . و إلى هذه المقالة اشارة في تأويل قوله عزّ من قائل : يَعْلَمُ ما بَيْنَ ايْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحيطُونَ بِشَيءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاّ بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلىُّ الْعَظيمُ . « 3 »

--> ( 1 ) تفسير منهج الصادقين ، ج 3 ، ص 109 . ( 2 ) گذشت . ( 3 ) البقرة : 255 .