مصطفى بن محمد هادى خوئى

31

شرح دعاى صباح ( فارسى )

عظيمتر و شديدتر نمىباشد . تويى محلّ استوارى و اعتماد من در قبول توبه و برآوردن اميدها و حاجاتى كه دارم نه غير تو و تويى نهايت خواستهء من ، چه ، همهء اميدها و خواسته‌هاى من به تو مىرسد و به جناب تو منتهى مىگردد در دنيا و آخرت . اى معبود من ! چگونه مىرانى و ردّ مىكنى و دور مىگردانى مسكينى را كه از اعمال صالحه تهيدست است و چيزى ندارد و گرفتار عواقب گناهان بسيار است و به سوى رحمت تو پناه آورده ، در حالتى كه گريزنده است از گناهان ؟ يا چگونه نااميد و بىبهره مىگردانى طلب كنندهء راه راستى را - و آن معرفت ذات و صفات و نعمتها و توفيق طاعت است - كه روى آورده است به درگاه تو در حالتى كه در طلب خود راه رشاد را سعى كننده و شتابنده است ؟ آيا چگونه رد مىنمايى و بر مىگردانى و نااميد مىگذارى تشنه جگرى را كه در آمده باشد به سوى درياهاى آب زلال مالامال رحمت تو و نوشيده باشد - يعنى اراده كرده باشد - نوشيدن به مقدار تشنگى خود ؟ نه چنان است و نمىتواند شد كه منع كنى مسكينى را ( يا نااميد گردانى طالب هدايت و صراط مستقيم را يا محروم گردانى تشنه جگرى را ) و چگونه چنان باشد و حال اينكه درياهاى رحمت تو پر است در حال تنگى قحطيها و خشكساليها . و حال اينكه در رحمت سراى تو و راه فضل و عطاى تو گشاده است از براى جست و جو و طلب رحمت و داخل شدن در سراى فضل و احسان تو و پناه گرفتن . تويى نهايت هر مسئول و خواسته شده نه غير تو و همهء خواستها به تو منتهى مىشود و تويى پايان همهء اميد داشته شده‌ها نه غير تو كه همهء اميدها و آرزوها به تو بازگشت مىنمايد و كار همهء مخلوقات از حضرت تو ساخته مىگردد نه غير تو . خداى من اين است مهارهاى نفس من كه بسته‌ام و محكم كرده‌ام آنها را به ريسمان محكم ارادهء تو و مهار نفس خود را به بند مشيّت تو بسته‌ام و زمام اختيار خود را به يد اقتدار تو داده‌ام و به رضا و تسليم ، منقاد و مطيع مشيّت تو گرديده‌ام و تفويض همهء امور