مصطفى بن محمد هادى خوئى

29

شرح دعاى صباح ( فارسى )

و رحمت فرست خداوندا بر آل آن پيمبر ، على و فاطمه و ائمهء يازده‌گانهء فرزندان ايشان - عليهم السّلام - كه پاكان از هر آلودگى و دارندگان خير بسيار باشند و برگزيدگان و نيكوكارانند . بگشاى خدا از براى انتفاع ما درهاى بستگيهاى صباح را به كليدهاى رحمت و توفيق سعادت و ايمان و رزق و احسان و معرفت و غفران و فيروزى و رستگارى از آتش دوزخ و غير آن . ( يا بگشا خداوندا از براى ما درهاى صباح و روشنى را به كليدهاى رستگارى از وساوس شيطان و آمرزش از گناهان تا از آن درها به بهشت جاويدان در آييم ) . بپوشان مرا بار خدايا از بهترين خلعتها و جامه‌هاى هدايت و توفيق و شايستگى . بنشان خداوندا از براى بزرگى كه تو راست در زمين دل من چشمه‌هاى فروتنى و شكستگى را . جارى گردان بار خدايا به جهت ترسناكى از تو از گوشه‌هاى چشم من سيلهاى اشكها را . شايسته و درست گردان خداوندا خفّت روح و سبكسارى و بدخويى و اضطراب و احتياج و بدى فقر را از من به مهارهاى قناعت كردن . اى معبود من ! اگر پيشى نگرفته بود به من ، رحمت و فضل و احسان تو به نيكويى توفيق و هدايت ، پس كه مىبود و كه باشد راهنمايندهء من و در برنده و داخل كنندهء من در راه روشن ( كه آن طريق قويم و صراط مستقيم شريعت اسلام و ايمان و معرفت ذات و صفات و نعمتهاى تو و شرايع احكام دين توست ) . و اگر واگذار نمود مرا حلم و عدم تعجيل تو در عقوبت به كشانندهء اميد و خواسته‌ها ، پس كه خواهد بود عفو كنندهء جرايم و لغزشها و آمرزندهء گناهان هلاك كنندهء من كه از به سر در آمدن من به پيروى هوا و هوس فراهم شده ؟ و اگر خداى مردمان را بگيرد به ستمشان از كفر و معاصى ، هيچ جنبنده‌اى را به شومى كفر و معصيت ( يا از اهل كفر و معصيت ) بر روى زمين نخواهد گذاشت . پروردگارا ! البته مىدانى كه نيست آمدن من به سوى درگاه عطاى تو مگر از جهت