مهدى فرمانيان

32

آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )

حاميان امام على براى منصب خلافت بوده و او را از ديگران براى اين مقام شايسته‌تر مىدانسته‌اند . به نظر مىرسد باورهاى خاص اينان نسبت به امام على يا پيوندهاى درونى و معنويشان با او ، سبب موضع اعتراض‌آميز آنان نسبت به ماجراى سقيفه بود . اما نكتهء اصلى در اينجا است كه حصول اين باورهاى خاص و پيوندهاى روحى و معنوى امرى نيست كه به صورت ناگهانى پديد آمده باشد ؛ بلكه ، فقط در فرايندى تدريجى و باوجود زمينه‌هاى پيشين معقول مىنمايد . 5 . شواهد و قرائن تاريخى مهمى وجود دارد كه نشان مىدهد در زمان حيات پيامبر اسلام ، جمعى از اصحاب دلبستگى روحى و معنوى خاصى به امام على ( ع ) پيدا كرده ، رفته‌رفته به‌عنوان دوستداران آن حضرت معروف شدند . واژهء شيعه در همان دوران و در ارتباط با همين معنا بر آن جمع اطلاق گرديد . بنا به گزارش ابو حاتم رازى ، شيعه ، قديمىترين نام يك فرقهء مذهبى است كه در روزگار پيامبر و بر زبان او استعمال شده است . از نظر او ، شيعه ، عنوان كسانى بوده است كه در دوران حيات پيامبر اسلام جمع دوستانه‌اى را بر محور امام على ( ع ) شكل دادند . سلمان فارسى ، ابو ذر غفارى ، مقداد بن اسود و عمّار ياسر در ميان اين جمع بودند . در منابع تاريخى از اين جمع باعنوان « روّاد التشيع » يا طلايه‌داران و پيش قراولان شيعه نام برده شده است . « 1 » گويا واژهء شيعه در مورد آنان به‌معناى لغوى به كار مىرفته و از آن ، دوستان ، هواداران و همراهان امام على ( ع ) مراد مىشده است . اما شواهد حاكى از آن است كه همين جمع منشأ و هستهء اوليهء تشيع نيز بوده است كه بعدها ، پس از رحلت پيامبر در دوران امام على ( ع ) و شهادت امام حسين ( ع ) و « نهضت توابين » از هويت كاملا ممتازى برخوردار گرديد . در اين‌مورد كه اين جمع در زمان حيات پيامبر اسلام و حتى بر زبان شخص او « شيعهء على » خوانده شده‌اند ، گزارش‌هاى فراوانى در منابع فريقين آمده است . براى نمونه سيوطى در تفسير آيهء إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ ، « 2 » به نقل اين روايت پرداخته است : « ابن عساكر به سند خود از جابر بن عبد اللّه روايت كرده است كه : ما در حضور پيامبر بوديم ، على آمد ؛ پيامبر گفت : قسم به آنكه جان من در دست اوست ، اين [ مرد ] و شيعه‌اش در روز قيامت ، البته از رستگارانند . در اين هنگام آيهء مذكور نازل گرديد » . « 3 » ابن حجر هيثمى نيز پس از نقل آيهء مزبور ، اين روايت را از ابن عباس گزارش كرده

--> ( 1 ) . ر . ك : هويّة التشيع ، ص 33 - 35 . در اينجا ده‌ها نفر از اين اصحاب را نام مىبرد . ( 2 ) . سورهء بيّنه ، آيه 7 . ( 3 ) . الدرّ المنثور ، ج 8 ، ص 589 .