مهدى فرمانيان

30

آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )

شيعى همچون حكومت آل بويه و صفويان دانسته‌اند . « 1 » پادشاهان صفوى عقايد صوفيانه و غلوآميز را به هم آميخته ، در پوشش تشيع و به زور شمشير و سرنيزه به ايرانيان تحميل كردند و آن را همچون مذهبى اسلامى در ايران - كه پيش از آن بر مذهب اهل سنت بود - رواج بخشيدند . نقد و بررسى 1 . پيش فرض ديدگاه‌هاى ياد شده آن است كه مذهب تشيع ، از آنجا كه پس از دوران حيات پيامبر خدا ( ص ) پديد آمده ، جريانى است كه در اسلام از « هويتى اصيل » برخوردار نيست ؛ يعنى اين حركت از بيخ و بن بر پايهء مطالبات قومى و قبيله‌اى يا سياسى ، يا بر بنياد انتقام‌جويى و كينه‌توزى يا مليت‌پرستى استوار است . يا از اساس ملغمه‌اى از سنت‌هاى يهودى ، مسيحى و احيانا مجوسى و ايرانى با رنگ و لعابى از آموزه‌هاى اسلامى است و از سوى كسانى چون ابن سباى يهودى و به انگيزهء از هم گسيختن « وحدت امت » اسلامى تأسيس شده است . به ديگر سخن ، اينان از نخستين نمايندگان « كژآيينى » يا « انحراف و بدعت » در برابر « درست آيينى » و « صراط مستقيم » در اسلام‌اند كه « اهل سنت و جماعت » آن را نمايندگى مىكنند . فرقه‌نويسان شاخص اهل سنت از آغاز ، جريان شيعه را در برابر « اهل سنت » همچون اقليتى جعلى در مقابل اكثريت اصيل ، « فرقهء هالكه » در مقابل « فرقهء ناجيه » ، فرقهء « رافضه » يا تارك سنت خلفا ، در برابر مؤمنان و عاملان به كتاب و سنت رسول و خلفاى راشد معرفى كردند . در دوران متأخر ، بسيارى از محققان غربى نيز به پيروى از آنان با به رسميت شناختن تفكيك مزبور ، اسلام شيعى را خروج از « درست آيينى اسلام » قلمداد كردند . 2 . منطق تحقيق حكم مىكند براى به دست آوردن درك و شناختى روشن و صائب ، از هر مكتب ، مذهب و دينى در گام نخست بايد با مراجعه به منابع مهم و دست اول خود آن دين و مذهب و نيز تماس مستقيم با آن و از طريق همدلى ، هم سخنى و همراهى با پيروان آن ، به حقيقت آن نزديك شد . از اين گذشته بايد به آن دسته از منابع جناح مخالف كه از پيش داورى و جانبدارى كمترى اشباع شده و كوشيده‌اند كمابيش جانب بىطرفى را پاس دارند ، مراجعه كرد . در مرحلهء سوم ، مراجعه به آن دسته از منابع مخالف كه در كمال تعصب به گزارشگرى

--> ( 1 ) . ر . ك : شيعه ، ص 20 ؛ نيز بخش توضيحات شيعه ، ص 280 - 284 ؛ جعفر سبحانى ، الشيعة فى موكب التاريخ ، ص 97 - 104 .