مهدى فرمانيان

177

آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )

از مرگ وارد بهشت يا جهنم دنيوى مىشود و مشغول لذت بردن يا عذاب كشيدن مىگردد . پس از نفخهء نخست ( نفخهء صعق ) روح و جسم اول نابود مىشود و پس از نفخهء دوم ( نفخهء بعث ) روح به وجود مىآيد و وارد جسم دوم و نيز جسد دوم مىشود . احسايى تأكيد مىكند : « بدن اخروى انسان ( مجموع جسم دوم و جسد دوم ) همان بدن دنيوى انسان است ؛ با اين تفاوت كه بدن دنيوى فشرده و متراكم است اما بدن اخروى از تصفيه‌هاى متعدد عبور كرده و خالص شده است . » به هر صورت احسايى جسدى را كه انسان در معاد با آن ظاهر مىشود ، جسدى مىداند كه از اجزا و عناصر دنيوى تشكيل نشده است ؛ بلكه از عناصر هورقليايى تشكيل يافته است . « 1 » به‌طور كلى سخنان احسايى در باب معاد از چند جهت قابل تأمل و ترديد است : اولا : وى واژه « هورقليا » و « جسد هورقليايى » و « عالم هورقليا » را در نوشته‌هايش به خوبى تبيين نكرده است و با عاريه گرفتن اين واژه از فلاسفهء قبل از خود ، مختصات زندگى هورقليايى را در هاله‌اى از ابهام قرار داده است . ثانيا : احسايى با استدلال مذكور به دنبال اثبات آفرينش مجدد انسان با جسد ديگرى غير از جسد اوليه است ؛ حال آنكه آيات قرآن كه دربارهء برانگيخته شدن دوبارهء انسان است ، اشاره به زنده شدن انسان در قيامت با همان جسدى دارد كه با آن از دنيا رفته است . علاوه بر اين ، اصولا تعجب منكران معاد از اين بود كه « چگونه انسان خاك مىشود و خاك پراكنده دوباره به زندگى باز مىگردد ؟ » قالُوا أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ . « 2 » قرآن به آنها مىگويد كه خداوند قادرى كه خلقت نخستين را ايجاد كرد ، توانايى بر اين كار را دارد : « آيا نديدند خداوند چگونه آفرينش را ايجاد كرد ؟ همين گونه آن را تجديد مىكند . اين بر خداوند آسان است . » « 3 » . همچنين خداوند در آيات ديگرى اشاره به برانگيخته شدن انسان از قبر دارد « 4 » و بدون ترديد اين قبرها همان قبرهايى است كه محل دفن جسم‌هايى است كه خاك شده ، نه محل ارواح و يا جسدهاى جديد . « 5 »

--> ( 1 ) . شيخ احمد احسايى ، شرح الزيارة ، ج 4 ، ص 26 - 30 ؛ شرح عرشيه ، پيشين ، ص 47 ، جوامع الكلم ، پيشين ، ج 2 ، ص 113 . ( 2 ) . سجده ، آيه 10 . ( 3 ) . عنكبوت ، آيه 19 . ( 4 ) . يونس ، آيه 51 و قمر ، آيه 7 . ( 5 ) . ر . ك : ناصر مكارم شيرازى ، تفسير نمونه ، ج 18 ، ص 476 .