مهدى فرمانيان
174
آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )
صاحب رياض ، و ميرزا مهدى شهرستانى و سيد مهدى بحر العلوم و شيخ جعفر كاشف الغطاء بهرمند شد و اجازههاى متعدد از اين مشاهير دريافت كرد . « 1 » وى علاوه بر فقه و اصول و حديث ، در طب و نجوم و رياضى قديم و علم حروف و اعداد و طلسمات و فلسفه مطالعاتى داشته است . شيخ احمد در سال 1221 هجرى به قصد زيارت حضرت رضا ( ع ) راهى ايران شد و پس از بازگشت از مشهد ، يزد را مسكن خويش قرار داد و در آنجا شهرت بسيارى كسب كرد ؛ « 2 » بهطورى كه آوازه شهرتش به دار الخلافهء تهران رسيد . فتحعلى شاه مجذوب شيخ احمد احسايى گرديد و شخصا وى را به تهران دعوت نمود و در حق او نهايت احترام را به جا آورد . از شيخ خواست كه در تهران مقيم شود ؛ اما او اين درخواست را رد كرد و به اصرار شاهزاده محمد على ميرزا حاكم كرمانشاه در سال 1229 هجرى در كرمانشاه اقامت گزيد . به سال 1237 هجرى پس از مرگ دولتشاه عازم مشهد شد و در ميانهء راه چندى در قزوين توقف نمود . در همين زمان و پس از فوت برخى از اساتيد ، ادعاى كشف و شهود نمود و پارهاى از ديدگاههاى غلوآميزش را بيان كرد كه با مخالفت برخى از علماى قزوين روبهرو شد . « 3 » نتيجهء اين مخالفتها به تكفير احسايى از جانب ملا محمد تقى برغانى انجاميد ؛ تكفيرى كه سرانجام به حاشيه رانده شدن شيخ احمد در مجامع علمى و حملات شديد به وى و پيروان او در عتبات گرديد . بدين ترتيب شيخ احمد ناچار شد از كربلا به مكه عزيمت نمايد و نهايتا به سال 1241 هجرى در نزديكى مدينه درگذشت . « 4 » آثار فراوانى در زمينههاى گوناگون از احسايى باقى مانده است ؛ بهطورى كه آثار وى را بالغ بر يكصد و سى و پنج كتاب و رساله دانستهاند . از مهمترين آثار او كتاب جوامع الكلم است كه در دو جلد چاپ سنگى منتشر شده و حاوى نامهها و پاسخهايى است در زمينهء مسائل دينى . اما
--> ( 1 ) . سيد كاظم رشتى ، دليل المتحيرين ، مترجم : ميرزا رضى ، ص 23 ، مرتضى مدرسى ، پيشين ، ص 57 . ( 2 ) . شيخ عبد اللّه احسايى ، پيشين ، ص 22 ؛ سيد محمد هاشمى « طايفهء شيخيه » ، مجلهء مردمشناسى ، شماره 2 ، 1337 ، ص 248 . ( 3 ) . شيخ عبد اللّه ، پيشين ، ص 24 ؛ سيد كاظم رشتى ، پيشين ، ص 22 ؛ ميرزا احمد خان عضد الدوله ، تاريخ عضدى ، ص 147 ، شيخ احمد احسايى ، جوامع الكلم رسالة خاقانيّه ، ج 1 ، ص 52 . ( 4 ) . ميرزا محمد تنكابنى ، قصص العلماء ، ص 41 ؛ حامد الگار ، دين و دولت در ايران ، ابو القاسم سرى ، ص 124 ؛ محمد باقر خوانسارى ، روضات الجنات ، ج 1 ، ص 136 ؛ حاج محمد كريم خان كرمانى ، هداية الطالبين ، ص 41 - 123 .